مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی

مشترک گرامی؛ کلیه حقوق و تکالیف شما در ارتباط با شرکت گاز در «مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی» درج شده است. لطفاً آن را مطالعه فرمایید.

مشاهده و پرداخت قبوض گاز
جهت مشاهده و پرداخت الکترونیکی صورتحسابهای گاز،با درج شماره اشتراک خود در کادر پایین،کلید مشاهده را بزنید
توصیه های برقی
بایگانی موضوعی
بایگانی ماهانه

مشروح سخنان رهبر انقلاب در جمع مردم قم

رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از استقبال با شکوه مردمی و زیارت حضرت معصومه (س) در اجتماع عظیم مردم در میدان آستانه شهر قم حضور یافتند و به ابراز احساسات گرم و صمیمانه آنان پاسخ گفتند.حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با تبریک میلاد پربرکت امام رضا (ع)،  قم را شهر «علم و جهاد و بصیرت» خواندند و با اشاره به شکل گیری این شهر براساس حرکت جهادی توأم با بصیرت افزودند: قم همچنانکه در طول تاریخ خود، پایگاه عظیم معارف … ادامه مطلب در متن کامل

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام على  سیّدنا و نبیّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداه المهدیّین المعصومین سیّما بقیّهاللَّه فى الأرضین‌
تبریک عرض میکنم میلاد مسعود حضرت ثامن‌الائمه (علیه الاف التّحیّه و الثّناء) و همچنین دهه‌ى کرامت و میلاد حضرت فاطمه‌ى معصومه (سلام اللَّه علیهما) را. از خداوند متعال خیلى سپاسگزارم که توفیق عنایت کرد بار دیگر در جمع شما مردم عزیز قم در این شهر پرخاطره و باعظمت ملاقات و دیدارى داشته باشم. شهر قم شهر علم است، شهر جهاد است، شهر بصیرت است. بصیرت مردم قم یکى از آن نکات بسیار مهمى است که در طول این سى و چند سال همواره خود را نشان داده است. جالب است که پیدایش شهر قم هم ناشى بود از یک حرکت جهادى و توأم با بصیرت. یعنى خاندان اشعریون که آمدند این منطقه را محل سکونت خودشان قرار دادند، در واقع اینجا را پایگاهى کردند براى نشر معارف اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)؛ یک مجاهدت فرهنگى را در اینجا شروع کردند. اشعریون قبل از آنکه به قم بیایند، جهاد در میدان نبرد هم انجام داده بودند؛ جهاد نظامى هم کرده بودند؛ بزرگِ اشعریون در رکاب جناب زیدبن‌على (علیهماالسّلام) مبارزه کرده بود؛ لذا بود که حجاج‌بن‌یوسف بر اینها خشم گرفت و اینها مجبور شدند بیایند و این منطقه را با تلاش خود، با بصیرت خود، با دانش خود، منطقه‌ى علم قرار بدهند. همین هم موجب شد که حضرت فاطمه‌ى معصومه (سلام اللَّه علیها) وقتى به این ناحیه رسیدند، اظهار تمایل کردند که به قم بیایند؛ به خاطرِ بودن همین بزرگان اشعریون. آنها رفتند از حضرت استقبال کردند، حضرت را به این شهر آوردند و این بارگاه نورانى از آن روز و از بعد از وفات این بزرگوار در این شهر نورافشانى میکند. مردم قم که پدید آورنده‌ى این حرکت عظیم فرهنگى بودند، از آن روز پایگاه معارف اهل‌بیت را در این شهر تشکیل دادند و صدها عالم، محدث، مفسر و مبیّن احکام اسلامى و قرآنى را به شرق و غرب دنیاى اسلام فرستادند. از قم، علم به اقصاى خراسان و اقصاى عراق و شامات رفت. این، بصیرت آن روزِ مردم قم است؛ که پیدایش قم بر اساس جهاد و بصیرت شد. در دوران معاصر ما هم عیناً همین مسئله اتفاق افتاد؛ یعنى قم پایگاه برترین معارف اسلامى و الهى شد و به برکت مجاهدت و بصیرت و حضور علماى بزرگ، سرچشمه‌اى در این نقطه جوشید که شرق و غرب دنیاى اسلام از آن بهره‌مند شده‌اند. من دو مقطع مهم را یادآورى میکنم، که در این دو مقطع مهم قمى‌ها حقیقتاً نقش ایفاء کردند؛ نقشهاى مؤثر و ماندگارى را مردم قم در این دو مقطع به وجود آوردند: یکى مقطع عاشوراى سال ۴۲ و پانزده خرداد که دو روز بعد از عاشورا بود. روز عاشورا در همین مدرسه‌ى فیضیه مردم قم جمع شدند، فریاد و غریو امام را شنیدند، جانهاشان را لبریز کردند و دو روز بعد که خبر دستگیرى امام بزرگوار را شنیدند، در صحن مطهر اجتماع کردند. این حرکت عظیم آنها موجب شد که نهضت روحانیت به رهبرى امام بزرگوارمان در حصار حوزه محبوس و محصور نماند؛ بیاید وارد جامعه شود. پیشرو این کار، قمى‌ها بودند و این کار بزرگ را انجام دادند.
مقطع دیگر، مقطع سال ۵۶ است که عمق توطئه‌ى دشمن را در اهانت به امام بزرگوار درک کردند؛ فهمیدند مسئله چیست؛ صرفاً این نیست که خواسته‌اند به امام بزرگوار اهانتى بکنند. در شهر قم، اولین تظاهرات مردمىِ گسترده علیه آن حرکت خائنانه به وجود آمد. خون جوانان قمى در این خیابانها، در همین خیابان ارم، در خیابان چهارمردان بر روى زمین ریخته شد؛ جان دادند؛ با خون خودشان صدق سخن خودشان را اثبات کردند. در طول این سى سالِ بعد از پیروزى انقلاب، باز در همه‌ى مقاطع، این مردم مردمى هستند که با اخلاص، با صدق و صفا و با بصیرتِ مثال زدنى وارد میدان شدند. دشمن براى قم برنامه داشت، طرح داشت؛ اگر مردم قم بیدار نبودند، بابصیرت نبودند، طرحهاى دشمنان درباره‌ى قم، طرحهاى خطرناکى بود. بیدارى مردم و حضور حوزه‌ى علمیه در این شهر موجب شده است که این شهر پایگاه بصیرت باشد. مراجع بزرگى از زمان مرحوم آیهاللَّه حائرى – مؤسس حوزه‌ى علمیه – در این شهر حضور داشتند؛ مرحوم آیهاللَّه بروجردى تا مراجع اخیر؛ مرحوم آیهاللَّه گلپایگانى، مرحوم آیهاللَّه اراکى، مرحوم آیهاللَّه مرعشى، مرحوم آیهاللَّه بهجت. امروز هم بحمداللَّه مراجع بزرگى در این شهر حضور دارند، فضلاى برجسته‌اى هستند؛ حوزه‌ى علمیه مایه‌ى برکت است و این شهر صادق و داراى بصیرت و مجاهد فى سبیل اللَّه نشان داده است که قدر حوزه را میداند، قدر روحانیت را میداند، در هنگام لازم حضور خود را نشان میدهد. و این همان شهرى است که به خاطر برخاستن آن مرد بزرگ دوران، حضرت امام خمینى، پایگاه و امید انقلاب است. وقت صحبت کردن ما در این جمع عظیم، وقت محدودى است. متأسفانه ما در راه، به خاطر محبت مردم، در خیابانها زیاد معطل شدیم؛ لذا وقت گذشت. من فقط چند جمله‌ى کوتاه عرض میکنم.
اولاً قم خاستگاه انقلاب است. مذهبى‌ترین شهر کشور، پایگاه و خاستگاه بزرگترین انقلاب دوران معاصر شد. این معنایش چیست؟ این معنایش این است که همه‌ى دنیا بدانند این انقلاب، یک انقلاب دینى و مذهبى است؛ هیچ تفسیر به رأیى، هیچ تفسیر مادى‌اى از این انقلاب نمیشود کرد؛ خاستگاهش قم است؛ رهبرش یک فقیه، یک فیلسوف، یک عالم بزرگ، یک روحانى معنوى است. شناسنامه‌ى انقلاب، اینجور در همه‌ى دنیا شناخته شده است. این یک نکته است. دنباله‌ى این نکته این است که دشمنان این انقلاب وقتى خواسته‌اند در طول این مدت به این انقلاب و این نظام صدمه‌اى وارد کنند، آماج حملات آنها چه بوده است؟ آماج حملات دشمنان، دو نقطه‌ى اساسى است: یکى دین، یکى مردم و وفادارى آنها. میدانند که اگر این انقلاب، یک انقلاب دینى نبود، قدرت مقاومت نداشت؛ چون دین است که پیروان خود را از تسلیم شدن در مقابل ظلم منع میکند، به مقابله‌ى با ظالم تشویق میکند؛ عدالت و آزادى و معنویت و پیشرفت را به زندگى انسانها پیشنهاد میکند. این، خصوصیت دین است. پس آن نظامى که بر مبناى دین باشد، معنى ندارد که تسلیم فشار و زور دشمنان و زورگویان و زیاده‌طلبان بشود. اگر عنصر دین در این انقلاب نبود، ممکن بود مسئولین انقلاب و سرکردگان انقلاب با گرفتن یک امتیازى در مقابل دشمن کوتاه بیایند و راه را براى سلطه‌ى دوباره‌ى دشمن باز کنند؛ اما چون دین ستون فقرات این انقلاب است، چنین چیزى تاکنون پیش نیامده است و بعد از این هم پیش نخواهد آمد. درس بزرگ امام عزیز ما به ما و به همه‌ى ملت همین بود؛ به نیروى خودتان ایمان داشته باشید، در افزایش این نیرو به صورت روزافزون تلاش کنید و به خداى متعال و وعده‌ى الهى اطمینان داشته باشید؛ اگر ایستادگى کردید و با تدبیر حرکت کردید، مطمئن باشید که نصرت الهى با شما همراه است. این، خصوصیت دیندار بودن مردم و دینى بودن این انقلاب و نظام اسلامى است. مردمى بودن، یعنى این انقلاب از سوى مردم وفادارانه مورد حمایت قرار بگیرد؛ نظام اسلامى از سوى مردم مورد تأیید و حمایت و پشتیبانى کامل قرار بگیرد. این هم در طول این مدت تأمین بوده است. اگر حضور مردم نمیبود، اگر فاصله‌ى بین مردم و نظام ایجاد میشد، نظام نمیتوانست در مقابل دشمنان مقاومتى بکند. این حضور مستحکم مردم است که پشتوانه‌ى ایستادگى مسئولان است. این، دو تا نقطه‌ى اصلى است؛ دین و مردم. لذا دشمن هم همینها را آماج حملات خود قرار داده است؛ دین را یک جور، وفادارى و اعتقاد مردم را یک جور. اینکه شما ملاحظه میکنید از سالهاى دهه‌ى ۶۰، از دوران حیات بابرکت امام، چه دشمنان بیرونى و چه مزدوران یا نوکران بى‌مزد و منت آنها از داخل، مقدسات دینى را، حقایق دینى را، بیّنات اسلامى را مورد تردید و انکار قرار دادند، این یک چیز تصادفى نبوده است؛ روى این تکیه داشته‌اند. این مسئله از ماجراى سلمان رشدى آغاز شد تا فیلمهاى ضد اسلام هالیوودى، تا کاریکاتورها، تا قرآن‌سوزى، تا حوادث گوناگونى که علیه اسلام در این گوشه و آن گوشه اتفاق افتاد، براى اینکه ایمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامى کم کنند. در داخل کشور، از طرق مختلف، پایه‌هاى ایمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند؛ از اشاعه‌ى بى‌بندوبارى و اباحیگرى، تا ترویج عرفانهاى کاذب – جنس بدلى عرفان حقیقى – تا ترویج بهائیت، تا ترویج شبکه‌ى کلیساهاى خانگى؛ اینها کارهائى است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیش‌بینى دشمنان اسلام دارد انجام میگیرد؛ هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند. در زمینه‌ى تضعیف وفادارى مردم نسبت به نظام هم کارهاى زیادى میکنند: شایعه میسازند، براى اینکه مردم را از مسئولین کشور، از رؤساى قوا مأیوس کنند. تخم بدبینى میپراکنند. هر کار شایسته‌ى باارزشى که در سطح کشور انجام بگیرد، این را در وسائل تبلیغات گوناگون مورد تردید قرار میدهند. اگر ضعفهائى هست، چند برابر میکنند و نقاط قوت را نشان نمیدهند، براى اینکه مردم را ناامید کنند، بخصوص نسل جوان را ناامید کنند. افق آینده را در مقابل نسل جوان و مردم تیره و تار نشان میدهند، براى اینکه مردم را از صحنه خارج کنند. لیکن نکته‌ى اساسى این است که دشمنان ملت ایران و دشمنان نظام اسلامى در طول این سى و دو سال، همه‌ى تلاشى را که در این دو مورد انجام داده‌اند، سرمایه‌گذارى‌هاى خسارتبارى بوده است؛ نتیجه‌اى نگرفتند و شکست قطعى خوردند. آنها خیال میکردند میتوانند مردم را از نظام اسلامى جدا کنند. روزبه‌روز که گذشته است، مى‌بینید مردم پایبندى‌شان به مسائل دینى و ارزشهاى معنوى بیشتر شده است. کِى در کشور ما این همه جوان در مراسم معنوى شرکت میکردند؛ در مراسم عبادى ماه رمضان، در روز عید فطر؟ این اجتماعات عظیم، این روشن‌بینى مردم در زمینه‌ى مسائل سیاسى سابقه نداشته است. بعد از اهانتى که در روز عاشوراى سال ۸۸ به وسیله‌ى یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز ۹ دى توى خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنى ابراز کردند. دستهاى دشمن و تبلیغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دینى عقب بنشاند، بلکه روزبه‌روز این احساسات تندتر و این معرفت عمیق‌تر شده است.
بدون تردید دشمن در جدا کردن مردم از نظام اسلامى شکست خورده است. سال گذشته در انتخابات، چهل میلیون مردم کشور پاى صندوقهاى رأى رفتند. در واقع یک رفراندوم چهل میلیونى به نفع نظام جمهورى اسلامى و به نفع انتخابات انجام گرفت؛ همین بود که دشمن را عصبانى کرد. خواستند با فتنه اثر آن را از بین ببرند، اما این را هم نتوانستند انجام دهند. مردم در مقابل فتنه هم ایستادند. فتنه‌ى سال ۸۸ کشور را واکسینه کرد؛ مردم را بر ضد میکروبهاى سیاسى و اجتماعى‌اى که میتواند اثر بگذارد، مجهز کرد؛ بصیرت مردم را بیشتر کرد. سالهاى گذشته در برخى مطبوعات کشور، بعضى افراد مدعى فهم و دانش، علیه دین، علیه مبانى اسلامى افاداتى مینوشتند؛ اینها هم در مردم اثرى نکرد. این را توجه داشته باشید؛ دشمنان دو نکته‌ى اساسى را در باب دین دارند دنبال میکنند؛ چون دیده‌اند که این دو نقطه در زندگى مردم چقدر تأثیرگذار است: یکى مسئله‌ى اسلام منهاى روحانیت است؛ چون دیده‌اند که روحانیت در جامعه‌ى ایرانى چه تأثیر شگرفى را به وجود آورد و بر حرکت مردم گذاشت. البته از قبل از انقلاب هم این زمزمه‌ها را میکردند. حضور روحانیون در انقلاب و پیشروى آنها در انقلاب، موقتاً این معنا را از صحنه خارج کرد؛ اما باز شروع کردند. یکى هم اسلام منهاى سیاست است، جدائى دین از سیاست است. اینها از جمله‌ى چیزهائى است که امروز دارند با اصرار فراوان در مطبوعات، در نوشته‌جات، در وسائل اینترنتى ترویج میکنند. مسئله براى آنها اهمیت دارد. این را توجه داشته باشیم؛ هر آنچه را که دشمن بر روى آن تکیه میکند و نقشه‌ى راه دشمن و طرح کلى دشمن بر روى آنها متمرکز است، او میتواند براى ما هم یک طرح کلى و نقشه‌ى راهى را در اختیار بگذارد. همان چیزى را که آنها آماج حمله قرار میدهند، ما باید توجه داشته باشیم و بدانیم که آنها را بایستى حفظ کنیم، باید بر روى آنها تکیه کنیم: حضور مردمى و معارف دینى و اسلامى. از سال ۵۸ و ۵۹ تحریم را علیه کشور ما شروع کردند؛ لیکن این تشدید تحریمها در واقع براى این است که روى مردم فشار بیاید و مردم از نظام اسلامى جدا شوند. خوشبختانه هم مسئولین گفتند، هم مردم اعلان کردند، هم عملاً نشان داده شد که این تحریمها به توفیق الهى اثر قابل توجهى بر زندگى مردم نخواهد گذاشت و مردم که آن زحمات و مشکلات دهه‌ى ۶۰ و اوائل انقلاب را تحمل کردند، امروز با پیشرفتهاى عظیمى که پیدا شده است، اطمینانشان بیشتر و امیدشان به آینده روشن‌تر است و در مقابل دشمن مى‌ایستند و توطئه‌ى دشمن را خنثى میکنند. براى اینکه به نماز اول وقتِ مؤمنین ضربه‌اى نخورد، من به طور مختصر چند اصل را براى رفتار خودمان – با توجه به نقشه‌ى دشمن – مطرح میکنم. یک مسئله، مسئله‌ى وحدت کلمه‌ى ملى است. مخاطب این، هم خواصند، هم عامه‌ى مردم. مسئله‌ى وحدت را باید جدى گرفت. من درباره‌ى وحدت کلمه‌ى مردم خیلى صحبت کردم، یک خصوصیات و شاخصهائى هم گفتم. صرف اینکه کسى بگوید ما طرفدار وحدتیم، کافى نیست؛ شاخصهائى دارد، علامتهائى دارد. مسئله‌ى دیگر، همبستگى روزافزون مردم و خواص با سه قوه است. همبستگى با قواى سه گانه‌ى کشور باید روزبه‌روز بیشتر شود، باید کمک بشوند؛ بخصوص قوه‌ى مجریه که بارهاى زیادى را بر دوش دارد. این شایعه درست کردن و زحمات را ندیده گرفتن، به هیچ وجه صلاح کار کشور و آینده‌ى کشور نیست. نکته‌ى سوم، تقویت ایمان دینى، تأمین نیازهاى فکرى و استفهامهاى نسل جوان است؛ که این عمدتاً متوجه به روحانیت و حوزه‌هاى علمیه است. دائماً شبهه القاء میکنند؛ باید به طور دائم و به‌روز پاسخ شبهه‌ها را داد. نکته‌ى چهارم، معرفى درست و شایسته‌ى روحانیت است؛ که این فقط وظیفه‌ى خود روحانیون نیست. روشنفکران و آگاهان میتوانند نقش روحانیت را در کشور نشان بدهند و نشان بدهند که در مقاطع حساس، روحانیت، بخصوص مراجع معظم و بزرگان حوزه‌هاى علمیه، از چه مشکلاتى و چه گذرگاه‌هاى سختى توانسته‌اند جامعه را عبور بدهند.
مسئله‌ى دیگر، تلاش جوانان براى بصیرت‌افزائى است. خود جوانها باید در این زمینه تلاش کنند. دشمن را باید شناخت، روشهاى دشمن را باید شناخت؛ این کارى است که بر عهده‌ى خود جوانهاست. نکته‌ى بعدى که براى فهرست کارهاى لازم امروز ما بایستى مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‌ى پیشرفت علم و حرکت در جهت نقشه‌ى جامع علمى کشور است؛ همین کارى که پنج شش سال است بحمداللَّه حرکت بهترى پیدا کرده است، پیشرفتهاى خوبى انجام گرفته است. بایستى بیشتر تلاش کرد. ان‌شاءاللَّه این حرکت، شتابنده‌تر شود. لازم است حرکت شتابنده‌ى دیگرى در داخل حوزه‌هاى علمیه انجام بگیرد؛ که در این باره ان‌شاءاللَّه با دوستان و برادران و خواهران عضو حوزه‌ى علمیه صحبت خواهیم کرد. کار مهم دیگر – که مخاطب و مسئول آن، دولت است – اهتمام به رفع عوامل نارضائى و مشکل‌ساز براى مردم است: مسئله‌ى معیشت، مسئله‌ى اشتغال، مسئله‌ى سامانه‌هاى ادارى، مسئله‌ى منصوبان دستگاه‌ها – بخصوص در سطوح بالا – مسئله‌ى شهردارى‌ها، مسئله‌ى نیروى انتظامى، که مباشراً و مستقیماً با مردم روبه‌رو هستند و میتوانند بسیارى از مشکلات مردم را برطرف کنند یا خداى نکرده نارضائى‌هائى به وجود بیاید. بنابراین دستگاه‌ها در مسائل گوناگون، اهتمام و هماهنگى داشته باشند؛ هماهنگى و هم‌افزائى داشته باشند؛ اختلاف وجود نداشته باشد؛ که این هم مربوط به دستگاه‌هاى دولتى است.
چند جمله راجع به شهر قم عرض بکنم. قم خاستگاه انقلاب است؛ محل ولادت این حادثه‌ى عظیم و پدیده‌ى بزرگ تاریخى کشور ما و همه‌ى جهان است. نگاه بین‌المللى به قم، یک نگاه ویژه است؛ علاوه بر اینکه رفت و آمد به اینجا از کشورهاى گوناگون وجود دارد. آن کسانى هم که به دلائلى، به ملاحظاتى رفت و آمد نمیکنند، نسبت به این شهر حساسیت دارند، یک نگاه ویژه‌اى دارند، حوادث این شهر را دنبال میکنند. همین اجتماع عظیم امروز شما مورد توجه قرار میگیرد. ممکن است در تبلیغات هم نیاورند، نگویند؛ اما آن کسانى که سیاست‌ساز هستند و سیاست را آنها در واقع تولید میکند، آنها مى‌بینند، محاسبه میکنند و نگاه بین‌المللى دارند. بزرگترین حوزه‌ى علمیه‌ى علوم اسلامى در دنیاى اسلام، در این شهر است. هیچ حوزه‌اى از حوزه‌هاى علمیه به عظمت حوزه‌ى علمیه‌ى قم نیست. اینجا قطب زیارتى و معنوى است؛ اینجا حرم حضرت معصومه، این بارگاه باشکوه قرار دارد؛ مسجد جمکران در اینجا بنا شده است؛ حرم امامزاده‌هاى گوناگون در این شهر واقع شده است؛ که هر یک از این امامزاده‌هائى که در خیابانهاى قم مدفون هستند، اگر در هر شهرى بودند، مرکز و محور آن شهر قرار میگرفتند. اینها همه ظرفیتهاى ملى و بین‌المللى و کارکردهاى این شهر مقدس است. قم چون از دوران طاغوت مغضوب دستگاه حکومت بود، متأسفانه عقب‌افتادگى‌هاى متراکمى دارد. این عقب‌افتادگى‌ها را باید مسئولین محترم با جدیت و بسرعت برطرف کنند. البته در طول سالهاى بعد از انقلاب کارهاى زیادى شده است. از سال ۷۹ به این طرف که شهر تبدیل به استان هم شده بود، اعتبارات بیشترى داده شده است. آنطورى که به من گزارش دادند، از سال ۸۴ به بعد اوج صرف اعتبارات در این شهر بوده. بنابراین کارهاى بسیار خوبى انجام گرفته است؛ اما بایستى همه‌ى این کارها تکمیل بشود، تتمیم بشود و این شهر، هم از لحاظ نیازهاى مردم، هم از لحاظ چهره‌ى شهرى، آنچنان که شایسته‌ى مردم قم است، پیشرفت کند. این عقب‌افتادگى‌هاى انباشته اگر بخواهد برطرف شود، کار سخت لازم است. از مهمترین نیازهاى این شهر، مسئله‌ى آب است؛ که از چند سال پیش این مسئله به صورت جدى تعقیب شده است، دنبال شده است. کارهاى بسیار خوبى انجام گرفته است. بخش مهمى از کار انجام گرفته، که لازم است ما از دست‌اندرکاران این کار تقدیر کنیم؛ اما از مسئولین محترم این کار میخواهیم که آبى را که از راه دور و از سرچشمه‌هاى دز براى قم مى‌آید، هرچه زودتر به قم برسانند. این نیاز اساسى و بزرگ مردم قم باید انجام بگیرد. مسئله‌ى کشاورزى قم هم مهم است. شنیدم قرار است از تهران به منطقه‌ى مسیله آب آورده شود و کشاورزى قم که یک روزى در این مناطق خیلى برجسته بود، باز هم ان‌شاءاللَّه رونق پیدا کند.صنایع دستى قم، بخصوص فرش نامدار قم باید مورد حمایت و تأیید قرار بگیرد، که ان‌شاءاللَّه ما در این سفر تأکیدهاى لازم را به مسئولین میکنیم. آنچه را که من تأکید میکنم، معمارى و شهرسازى قم است. امروز کارهاى بزرگى در قم دارد انجام میگیرد، ساخت و سازهائى انجام میگیرد؛ حتماً در این معمارى‌ها باید ملاحظه کنند که معمارىِ اسلامى باشد؛ نمادهاى انقلاب در این شهر، در معمارى‌ها مشاهده شود؛ چون اینجا شهر اسلام و شهر انقلاب است.نکته‌ى آخر هم این است که مسئولین محترم در این شهر اگر براى یک چیزى با همدیگر اختلاف دارند، نباید بگذارند این اختلاف با زندگى مردم تماسى پیدا کند و مردم را دچار مشکل کند. دستگاه‌هاى مختلفى با هم اختلافاتى دارند که ممکن است به زندگى مردم تماس پیدا کند؛ اینها را من اینجا یادداشت کرده‌ام، که دیگر ذکر نمیکنم؛ لیکن توصیه‌ى کلى من این است که همه دست به دست هم بدهند؛ مسئولین دولتى با همکارى و هم‌افزائى به مردم خدمت کنند؛ مردم هم با پشتیبانى از آنها و با این حضور عظیمى که خوشبختانه همیشه از خودشان نشان داده‌اند، بتوانند کارى را که در این برهه‌ى از زمان در این کشور انجام گرفته است، به سرانجام برسانند و فوائد آن را به دنیاى اسلام نشان دهند. پروردگارا! به محمد و آل محمد برکات خود را بر این مردم عزیز و بر همه‌ى ملت ایران نازل بفرما. پروردگارا! ما را نسبت به مجاهدتها و تلاشهاى کسانى که این حرکت عظیم را تا اینجا رساندند، قدردان قرار بده. پروردگارا! به حق محمد و آل محمد ما را سربازان حقیقى اسلام قرار بده. مسئولین و خدمتگزاران عزیز کشور را توفیق و تأیید عنایت بفرما. به توفیق خود و عون و کمک خود، کمک به مردم و خدمت به مردم را در برنامه‌هاى آنها آسان بفرما. قلب مقدس ولى عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضى بفرما. ما را از یاران آن بزرگوار در حضور و غیبتش قرار بده.
والسّلام علیکم و رحمهاللَّه و برکاته‌

بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا، جانبازان قم‌ (????/??/?? – ??:??)
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
السّلام علیک یا بنت رسول‌الله یا فاطمه المعصومه صلوات الله علیک و على ابائک الطّیّبین الطّاهرین المطهّرین‌.
با کسب اجازه از روح مطهر حضرت فاطمه‌ى معصومه (سلام الله علیها) که این محفل معنوى و ملکوتى در زیر سایه‌ى آن بزرگوار تشکیل شده است. قم در بسیارى از مسائل سرآمد است. در باب مسئله‌ى شهادت و شهیدان و خانواده‌هاى شهیدان هم، قم یک شهر سرآمد محسوب میشود. نزدیک به شش هزار شهید تقدیم اسلام و انقلاب کرده است؛ که در بعضى از سالهاى دفاع مقدس، در یک سال بیش از هزار شهید در عرصه‌ى جهاد فى‌سبیل‌الله به خاک و خون غلتیدند و این شهر باعظمت پیکرهاى آنها را تشییع کرد و خم به ابرو نیاورد. حدود یازده هزار جانباز دارد؛ که این جانبازهاى عزیز در حقیقت شهیدان زنده در میان ما هستند؛ شهیدان نامدارى که نه فقط براى قم، بلکه براى سراسر کشور مایه‌ى افتخارند، ستاره‌اند. اینها امتیازات بزرگى است. عزیزان من! مسئله‌ى شهادت بسیار مسئله‌ى عمیقى است؛ مسئله‌ى مهمى است. مردم ما با ایمانشان، با احساسات دینى‌شان، با شجاعتشان، این مسئله را در عمل بین خودشان حل کردند؛ شهید دادند و پدر مادرهائى بودند که بر شهیدانشان حتّى گریه هم نکردند؛ خانواده‌هائى بودند که در مراسم ختم شهیدانشان لباس شادى پوشیدند؛ بنابراین از لحاظ عملى در ذهن مردم حل شد؛ لیکن ما خیلى میدان داریم براى اینکه درباره‌ى شهادت فکر کنیم. اگر در یک جمله بخواهیم مسئله‌ى شهادت و اهمیت آن را بیان کنیم، باید بگوئیم اعتقاد به شهادت، باور به عظمت شهیدان براى یک ملت، عمق معنوى شخصیت و هویت آن ملت است. چطور میشود که یک ملت در چشم مردم دنیا با عظمت شناخته شود؟ چطور میشود که یک ملت به جاى اینکه از عوامل گوناگون سیاسى دنیا تأثیر بپذیرد، بر روى همه‌ى حوادث دنیا اثر میگذارد؟ چطور یک ملتى به چنین مقامى دست پیدا میکند؟ چطور میشود که یک ملت بدون اینکه ابزارهاى پیچیده‌ى نظامى داشته باشد و بدون اینکه امکانات تبلیغاتى وسیعى داشته باشد، آنچنان در دنیا و در میان ملتها اثر میگذارد که ملتها مجذوب او میشوند؟ شما نگاه کنید به همین استقبالى که مردم لبنان از رئیس جمهور ملت ایران انجام دادند. اینها چیز کوچکى نیست؛ اینها درخور مطالعه است، درخور تحلیل است. چطور میشود که رئیس جمهور یک ملتى در یک کشور دیگر، در میان یک ملت دیگر که با او هیچ نسبت خویشاوندى ندارند، اینجور مورد توجه قرار میگیرد؟ عظمت این ملت از کجا به دست آمد؟ پاسخ به همه‌ى این سؤالات، توجه به اهمیت مسئله‌ى شهادت است. وقتى یک ملتى آحادش، جوانهایش، پدر مادرهایش، ایثار در راه خدا، فداکردن خود در راه هدف الهى را به عنوان یک ایمان پذیرفتند، این ملت یک عمق عظیم قدرت پیدا میکند؛ به طور طبیعى این ملت میشود مقتدر، میشود قوى، میشود یک ملت سرآمد؛ بدون اینکه سلاح داشته باشد، بدون اینکه ثروت فوق‌العاده‌ى نقدى در اختیارش باشد. ببینید، صد نفر انسان در مقابل صد نفر انسان دیگر از لحاظ عدد یکسانند. صد نفر در مقابل صد نفر، هزار نفر در مقابل هزار نفر، ده میلیون در مقابل ده میلیون؛ خوب، اینها برابرند. ممکن است یکى از اینها از لحاظ قوّت بدنى و توانائى‌هاى جسمى و مادى قوى‌تر هم باشد، اما وقتى آن گروه دیگر که حتّى از لحاظ جسمانى و مادى آنچنان قوّتى هم ندارد، به ایمان به خدا مجهز شد، باور کرد که اگر در راه خدا فداکارى کند، چیزى از دست نمیدهد، بلکه چیزى به دست مى‌آورد، این صد نفر آنچنان قوّتى پیدا میکنند که صد نفر نقطه‌ى مقابل آنها با هیچ امکان مادى نمیتوانند این قدرت را پیدا کنند. در جنگ بدر، دشمنان پیغمبر عده‌شان چند برابر مسلمانها، سلاح و تجهیزاتشان چندین برابر مسلمانها، پول و امکاناتشان چندین برابر مسلمانها بود، اما مسلمانها پیروز شدند؛ چرا؟ مگر پیروزى به زور بازو نیست؟ به شمشیر نیست؟ به پول نیست؟ به اقتدار ظاهرى نیست؟ نه، پیروزى به اینها نیست. پیروزى وابسته‌ى به یک اقتدارى است که آن اقتدار از پول و از امکان مادى و از سلاح اتمى حاصل نمیشود؛ از اعتقاد به شهادت، ایمان به ایثار، باور به اینکه انسان وقتى ایثار میکند، دارد با خدا معامله میکند، ناشى میشود. با این حساب اگر محاسبه کنیم – که حساب درستى است – ملت ایران از همه‌ى ملتهاى دیگر قوى‌تر است، باعظمت‌تر است. این عظمت را کى به ملت ایران داد؟ در صف اول، همین شهیدان عزیز ما، همین زین‌الدین‌ها، همین صادقى‌ها، همین وکیلى‌ها، همین حیدریان‌ها هستند؛ اینها کسانى بودند که این باور را نه در زبان، بلکه در عمل نشان دادند.
آن روزى که شهید حیدریان از شهر قم با یک عده‌ى معدودى بلند شد رفت کردستان و در مقابل دشمن جنگیدند، آن روز ملت ایران در غربت کامل بود؛ در مقابل ما همه‌ى اردوگاه غرب ایستاده بود؛ همه‌ى امکانات جهانى علیه ما مجهز شده بود. چند تا جوان از قم، چند تا جوان از فلان شهر دیگر، از سراسر روستاها، از سراسر شهرها، اعتقاد به معامله‌ى با خدا را در عمل نشان دادند؛ «انّ الله اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بأنّ لهم الجنّه یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقّا فى التّوریه و الانجیل و القران».(۱) وعده‌ى الهى وعده‌ى درستى است. صف اول، شهیدان ما قرار دارند؛ صف اول، ایثارگران ما قرار دارند – همین جانبازها – اینها پیشوایان ما شدند؛ اینها طلایه‌داران این جبهه‌ى حق شدند؛ رفتند باور به شهادت را، باور به معامله‌ى با خدا را در میدان عمل نشان دادند. صف دوم متعلق به خانواده‌هاست؛ به شما پدرها، مادرها، فرزندان شهیدان، همسران شهیدان؛ شما که صبر کردید، شما که این حادثه‌ى بظاهر تلخ را تحمل کردید. از دست دادن عزیزان تلخ است، سنگین است. پدر و مادر زحمت میکشند، این دسته‌ى گل را، این نهال عزیز بابرکت را با خون دل آبیارى میکنند، بزرگ میکنند، بعد جسد او را از جبهه مى‌آورند؛ چیز سنگینى است، چیز آسانى نیست. پدرها، مادرها، همسرها، فرزندها این حادثه‌ى بظاهر تلخ را با آغوش باز قبول کردند؛ نشان دادند که معامله‌ى با خدا را باور دارند.
من مادران شهدائى را زیارت کردم که بجد و با صدق واقعى میگفتند اگر ما ده تا فرزند هم داشتیم، حاضر بودیم در راه خدا بدهیم؛ دروغ نمیگفتند. من مادران و پدرانى را ملاقات کردم که احساس عزت و افتخار میکردند، به خاطر اینکه فرزندانشان در راه خدا شهید شدند. البته حق هم با آنهاست، عزت و افتخار است؛ همان طورى که عمه‌ى ما زینب کبرى‌ (سلام الله علیها) فرمود: «ما رأیت الّا جمیلا»؛(۲) جز زیبائى ندیدم. حادثه‌ى کربلا چیز کوچکى است؟ این چشم خدابین، از این حادثه، از این خونهاى ریخته شده، از این مصیبت سنگین، یک حقیقت زیبا مشاهده میکند؛ «ما رأیت الّا جمیلا». من خانواده‌هاى بسیارى را دیدم که همین احساس زینب کبرى‌ در آنها هم بود؛ آنها هم میگفتند: «ما رأینا الّا جمیلا». اینهاست که به یک ملت اقتدار میدهد؛ اینهاست که اعتماد به نفس را در یک ملت به وجود مى‌آورد؛ اینهاست که تهدیدهاى قدرتهاى مادى دنیا، عربده‌هاى مستانه‌ى دولتهاى متجاوز و مستکبر دنیا دل آنها را نمیلرزاند. امروز ملت ایران از تهدیدها، از عربده‌هاى رؤساى جمهور مادى و غرق در شهواتى که بر دنیا حاکمند، نمیترسد؛ بر سر آرمانهاى خود محکم ایستاده است؛ همان طور که پدران و مادران محترم و عزیزى که آمدند اینجا صحبت کردند، بیان کردند؛ این حرفها راست است. خانواده‌هاى شهدا ایستاده‌اند، ملت ایران ایستاده‌اند، به خاطر این اقتدار معنوى و این قوّتى که از ناحیه‌ى ایمان به خدا در آنها وجود دارد. این ایمان را باید تقویت کرد.
عرض من این است که هم مسئولین، هم آحاد مردم، هم خانواده‌ها این ایمان را باید قدر بدانند؛ این را در خود روزبه‌روز ریشه‌دارتر کنند؛ این است که قدرت ملت ایران را تأمین میکند؛ این است که میتواند پشتوانه‌ى پیشرفتهاى علمى ما، پیشرفتهاى فنى ما، پیشرفتهاى سیاسى ما، پیشرفتهاى اجتماعى ما قرار بگیرد. بدانید در سالهاى بعد از رحلت امام (رضوان الله تعالى علیه) کسانى همه‌ى تلاش خودشان را جمع کردند که این احساس را، این ایمان را در ملت ما از بین ببرند. نوشتند، گفتند، تکرار کردند؛ دشمن متمرکز شد براى اینکه این ایمان را از بین ببرد. البته نتوانستند، بعد از این هم هرگز نخواهند توانست. جوانان عزیزِ امروزِ ما بسیار جوانان خوبى هستند. نسل جوانى که برآمده‌ى از این محیط و این احساس و این ایمان است، نسل بابرکتى است. اگر امروز هم ماجرائى مثل ماجراى دهه‌ى ۶۰ میبود، جوانان امروز در حضور در میدانهاى نبرد، کمتر از جوانان آن روز نبودند. آن تجربه در مقابل آنها قرار داشت، رفتند؛ امروز هم اگر میبود، میرفتند. جوانها خوبند، جوانها پاکند، جوانها آماده‌اند. من به جوانهاى عزیزمان، بخصوص به جوانهاى شهیدان توصیه میکنم عزت خود را قدر بدانید؛ انتساب خود به شهیدان عزیز را قدر بدانید؛ این افتخارى است هم براى شما، هم براى همه‌ى ملت ایران. پروردگارا ! به محمد و آل محمد ما را قدردان شهیدان قرار بده؛ ما را قدردان ایثارگران قرار بده. پروردگارا ! این جاده‌ى ایمان به معنویت و صفا و روشنائى‌اى که شهیدان براى ما آفریدند، این را همیشه به روى ما باز نگه دار. قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود کن.
والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته‌

۲۷ تیر ۱۳۹۷

سامانه ارتباط با مشتریان شرکت گاز استان قم

سامانه پیامک: 3000361211
تلفن گویا: 3194

دستور العمل بیمه
دستور العمل استفاده از بیمه مشترکین شرکت گاز
ایمنی و بهداشت
آمار بازدید