منشور حقوق شهروندی

مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی

مشترک گرامی؛ کلیه حقوق و تکالیف شما در ارتباط با شرکت گاز در «مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی» درج شده است. لطفاً آن را مطالعه فرمایید.

تعالی سازمانی

ارکان جهت ساز


بایگانی موضوعی
درخواست و دریافت کد پستی


اینستاگرام         آپارات

وصیت علی ع خطاب به دو فرزندش حسن وحسین ـ علیهما السلام

آخرین پیام امام علی (علیه السلام)

مـفـسـر مـعـروف شـیعه ابوالفتوح رازى در تفسیر خود نقل مى کند:على ـ علیه السلام ـ در نخستین رکعت از نمازى که ابن ملجم او را ضربت زد, یازده آیه از سوره انبیاء راتلاوت کرد.دانـشـمـنـد مـعـروف اهل تسنن سبط ابن جوزى مى نویسد…..

 

مـفـسـر مـعـروف شـیعه ابوالفتوح رازى در تفسیر خود نقل مى کند:على ـ علیه السلام ـ در نخستین رکعت از نمازى که ابن ملجم او را ضربت زد, یازده آیه از سوره انبیاء راتلاوت کرد.دانـشـمـنـد مـعـروف اهل تسنن سبط ابن جوزى مى نویسد:هنگامى که امام در محراب قرار گـرفـت چـند نفر به او حمله کردند وابن ملجم ضربتى بر آن حضرت فرود آورد وبلافاصله با همراهانش گریختند. خون از سر على ـ علیه السلام ـ در محراب جارى شد ومحاسن شریفش را رنگین کرد. در این حال آن حضرت فرمود:((فزت و رب الکعبه )): به خداى کعبه سوگند که رستگار شدم .
سپس این آیه را تلاوت فرمود:[منه ا خلقناکم و فیه ا نعیدکم و منه ا نخرجکم ت اره ا خرى ].
پس قثم بن عباس پیش تاخت واو را بغل گرفت وبه زمین کوبید.
چون او را به نزد على ـ علیه السلام ـ آورند, به او گفت :پسر ملجم ؟
گفت : آرى .وقـتـى حضرت ضارب راشناخت به فرزندش حسن فرمود:مواظب دشمنت باش , شکمش را سیر وبندش را محکم کن .پس اگر مردم او را به من ملحق کن تا در نزد پروردگارم با او احتجاج کنم واگر زنده ماندم یا او را مى بخشم یا قصاص مى کنم . حسنین ـ علیهما السلام ـ به اتفاق بنى هاشم , على ـ علیه السلام ـ را در گلیم گذاشتندوبه خانه بردند.بار دیگر ابن ملجم را به نزد آن حضرت آوردند. امـیـرالـمـؤمنین ـ علیه السلام ـ به او نگریست وفرمود: اگر من مردم او را بکشید, چنان که مرا کشته , واگر سالم ماندم خواهم دید که راى من در باره او چیست . فرزند مرادى گفت : من این شمشیر را به هزار درهم خریده ام وبه هزار درهم دیگر زهر داده ام .
پس اگر مرا خیانت کند حق تعالى او را هلاک گرداند. در این موقع ام کلثوم به او گفت : اى دشمن خدا, امیر المؤمنین را کشتى ؟
آن ملعون گفت : امیرالمؤمنین را نکشته ام , بلکه پدر تو را کشته ام .ام کلثوم گفت : امیدوارم که آن حضرت از این جراحت شفا یابد. ابن ملجم باز با وقاحت گفت : مى بینم که برایش گریان خواهى بود.
واللّه که من او را ضربتى زده ام که اگر آن را در میان اهل زمین قسمت کنند همه را هلاک کند. قدرى شیر براى آن حضرت آوردند.
کمى از آن شیر را نوشید وفرمود به زندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت نکنید.
هنگامى که امام ـ علیه السلام ـ ضربت خورد پزشکان کوفه به بالین وى گرد آمدند.
در بین آنان از همه ماهرتر اثیر بن عمرو بود که جراحات را معالجه مى کرد.
وقتى او زخم را دید دستور داد شش گوسفندى را که هنوز گرم است براى او بیاورند.
سـپس رگى از آن بیرون آورد ودر محل ضربت قرار داد وآن گاه که آن را بیرون آورد گفت :یا على وصیتهاى خود را بکن , زیرا این ضربت به مغز رسیده ومعالجه مؤثر نیست .

در ایـن هـنـگام امام ـ علیه السلام ـ کاغذ ودواتى خواست ووصیت خود را خطاب به دو فرزندش حسن وحسین ـ علیهما السلام ـ نوشت .
ایـن وصـیت , گرچه خطاب به حسنین ـ علیهما السلام ـ است ولى در حقیقت براى تمام بشر تا پایان عالم است .

اینک قسمتى از آن را مى آوریم :
شما را به تقوى وترس از خدا سفارش مى کنم واینکه در پى دنیا نباشید, گرچه دنیا به سراغ شما آید وبر آنچه از دنیا از دست مى دهید تاسف مخورید.
سخن حق را بگویید وبراى اجر وپاداش (الهى ) کار کنید ودشمن ظالم ویاور مظلوم باشید.

مـن , شما وتمام فرزندان وخاندانم وکسانى را که این وصیتنامه ام به آنان مى رسد به تقوى وترس از خـداونـد ونـظـم امـور خود واصلاح ذات البین سفارش مى کنم , زیرا که من ازجد شما (ص ) شنیدم که مى فرمود:اصلاح میان مردم از یک سال نماز وروزه برتر است .

اللّه اللّه فی الا یتام فلا تغبوا ا فواههم ولا یضیعوا بحضرتکم .
واللّه اللّه فی جیرانکم فا نهم وصیه نبیکم .
ما زال یوصی بهم حتى ظننا ا نه سیورثهم .
خـدا را خـدا را در مورد یتیمان ; نکند که گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نکند که در حضور شما, در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.
خـدا را خـدا را که در مورد همسایگان خود خوشرفتارى کنید, چرا که آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند.
وى همواره نسبت به همسایگان سفارش مى فرمود تا آنجا که ما گمان بردیم به زودى سهمیه اى از ارث برایشان قرار خواهد داد.

واللّه اللّه فی القرآن لا یسبقکم بالعمل به غیرکم .
و اللّه اللّه فی الصلاه فا نه ا عمود دینکم .
و اللّه اللّه فی بیت ربکم لا تخلوه م ا بقیتم فا نه ا ن ترک لم تن اظروا.
خدا را خدا را در توجه به قرآن ; نکند که دیگران در عمل به آن از شما پیشى گیرند.
خدا را خدا را در مورد نماز, که ستون دین شماست .
خـدا را خـدا را در مـورد خانه پروردگارتان ; تا آن هنگام که زنده هستید آن را خالى نگذارید, که اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمى شوید وبلاى الهى شما را فرا مى گیرد.

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا.
وبر شما لازم است که پیوندهاى دوستى ومحبت را محکم کنید وبذل وبخشش را فراموش نکنید واز پشت کردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید.
امـر بـه مـعـروف ونهى از منکر را ترک مکنید که اشرار بر شما مسلط مى شوند وسپس هرچه دعا کنید مستجاب نمى گردد.

سـپس فرمود:اى نوادگان عبد المطلب , نکند که شما بعد از شهادت من دست خود را از آستین بـیـرون آوریـد ودر خـون مـسلمانان فرو برید وبگویید امیرمؤمنان کشته شد واین بهانه اى براى خونریزى شود.
….
فـرزنـدان امـام ـ علیه السلام ـ خاموش نشسته بودند و در حالى که غم واندوه گلوى آنان را مى فشرد به سخنان دلپذیر وجانپرور آن حضرت گوش فرا مى دادند.
امام در پایان این وصیت از هوش رفت وچون مجددا چشمان خود را باز کرد فرمود:اى حسن , با تو سخنى چند دارم .
امشب شب آخر عمر من است .
چـون درگذشتم با دست خود مرا غسل بده وکفن کن وخود شخصا مباشر اعمال کفن ودفن من باش وبر جنازه من نماز بخوان ودر تاریکى شب جنازه مرا دور از شهر کوفه مخفیانه به خاک بسپار تا کسى از آن با خبر نشود.

عـلـى ـ علیه السلام ـ دو روز زنده بود ودر شب جمعه نخستین روز از دهه آخر ماه رمضان (شب بیست ویکم سال ۴۰ هجرى ) در سن ۶۳ سالگى بدرود حیات گفت .

پـسـر گـرامیش امام حسن ـ علیه السلام ـ او را با دست خود غسل داد وبر او نماز خواند در نماز هفت تکبیر گفت وسپس فرمود:((ا م ا ا نه ا لا تکبر على ا حد بعده )).
یعنى : بدانید که پس از على ـ علیه السلام ـ بر جنازه هیچکس هفت تکبیر گفته نمى شود.
على ـ علیه السلام ـ در کوفه در جایى بنام ((غرى )) (نجف اشرف فعلى ) دفن شد.

منبع : فروغ ولایت – جعفر سبحانی

گفتگوی امام حسن و ابن ملجم[?]

امام حسن علیه السلام پس از خطبه با اشاره به قصاص ابن ملجم در همان روز فرمود: آنچه امیرالمؤمنین علیه السلام  دستور داده درباره او انجام خواهم داد. ابن ملجم را با یک ضربت شمشیر به قتل می رسانم و سپس با آتش می سوزانم. او را نزد من بیاورید.

او را کتف بسته نزد امام حسن علیه السلام آوردند و ابن ملجم به حضرت سلام نداد، و در این حال مردم او را لعنت و نفرین می کردند. رییس یهودیان ـ که توسط امیرالمؤمنین علیه السلام  شیعه شده بود ـ جلو آمد و عرض کرد:

او را به قتل برسان که خداوند او را بکشد. من در کتاب هایی که بر حضرت موسی نازل شده دیده ام که گناه این شخص نزد خداوند از فرزند آدم که برادرش را کشت و از قاتل شتر حضرت صالح بیشتر و بالاتر است.

امام حسن علیه السلام فرمود: «ای دشمن خدا، امیرالمؤمنین و امام مسلمین را به قتل رساندی. تو باعث فسادی عظیم در دین هستی». او گفت: یا حسن و یا حسین، با من چه کاری انجام خواهید داد؟

گفتند: همانگونه که آقا و مولایمان را به شهادت رساندی تو را می کشیم. ابن ملجم که نقشه های مختلفی در سر داشت نخست گفت: «هر چه می خواهید انجام دهید. من نفس خود را از این جنایت نهی کردم اما نشد. پس بگذار که سرانجام پست و عذاب دردناک را بچشد». و سپس گریه کرد!

حضرت فرمود: وای بر تو! این سخنان رقت انگیز چیست؟ چرا در این مسیر غلط گام برداشتی؟ ابن ملجم در پاسخ گفت:

«اِستَحوَذَ عَلَیهم الشَّیطانُ فَأَنساهم ذِکرَ الله اوُلئِکَ حِزبُ الشَّیطانِ اَلا اِنَّ حِزبَ الشَّیطانِ همُ الخاسِروُنَ»[?]

«شیطان بر آنها احاطه کرد و ذکر خدا را از یادشان برد. آنان حزب شیطانند. بدانید که حزب شیطان از زیانکاران هستند».

آری، پدر تو را کشتم و اکنون مقابل تو هستم. پس هر چه می خواهی انجام بده و به هر صورتی که می خواهی حق خود را از من بگیر.

سپس برای اینکه دل حضرت را به رحم آورد بر روی دو زانو نشست و گفت: «یا بن رسول الله، شکر خدایی که قتل مرا به دست شما قرار داد»!! اما هنگامی که دید حضرت توجهی به سخن او ندارد گفت:

یا حسن، به خدا قسم من هیچ عهدی با خدا نبسته ام مگر آنکه وفا کرده ام. من با خدا عهد کرده بودم که پدرت را بکشم که کشتم!

اکنون اگر مرا آزاد کنی که معاویه را به قتل برسانم، می روم و او را می کشم. اگر او را از بین بردم نزد تو باز می گردم و در اختیار تو هستم، اما اگر کشته شدم نظر و خواسته تو نیز تأمین شده است!!

امام حسن علیه السلام فرمود: «هرگز! به خدا سوگند آب گوارا نخواهی نوشید مگر آنکه روحت به جهنم فرستاده شود».



? . بحارالانوار: ج?? ص???، ???، ???، ???، ???، ???/ احقاق الحق: ج?? ص???/ اعیان الشیعه: ج? ص???/ المستطرف: ج? ص??، ???/ الترغیب و الترهیب: ج? ص?? .

? . سوره مجادله: آیه ?? .

خبر شهادت برای معاویه[?]

هنگامی که خبر شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام را برای معاویه گفتند بسیار خوشحال شد و گفت: «آن شیری که هنگام جنگ بازوان خود را همچون فرش می گسترانید با جهان وداع کرد».

آنگاه چنین شعر خواند: «به خرگوش ها و آهوها بگویید هر جا که هستید بدون ترس بچرید و آسوده باشید». سپس بر مسند خود نشست و گفت: «ای کنیز، آواز بخوان که امروز چشمانم روشن شده است»، و خود نیز اشعاری برای سرور و شادمانی خواند.

۲۸ شهریور ۱۴۰۰

سامانه ارتباط با مشتریان شرکت گاز استان قم

سامانه پیامک: 3000361211
تلفن گویا: 3194

دستور العمل بیمه
دستور العمل استفاده از بیمه مشترکین شرکت گاز
آمار بازدید
آخرین مطالب