مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی

مشترک گرامی؛ کلیه حقوق و تکالیف شما در ارتباط با شرکت گاز در «مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی» درج شده است. لطفاً آن را مطالعه فرمایید.

مشاهده و پرداخت قبوض گاز
جهت مشاهده و پرداخت الکترونیکی صورتحسابهای گاز،با درج شماره اشتراک خود در کادر پایین،کلید مشاهده را بزنید
راهکارهای صرفه جویی در مصرف آب

راهکارهای صرفه جویی در مصرف آب

توصیه های برقی
بایگانی موضوعی
بایگانی ماهانه

شهادت دهمین اختر تابناک ولایت و امامت امام علی النقی

 

شهادت دهمین اختر تابناک ولایت و امامت امام علی النقی بر ساحت مقدس صاحب امر امام عصر (عج) ونائب بر

 حقشان رهبر معظم وتمام شیعیان اسلام تسلیت باد

امروز زمین آغوش گشوده است تا بار دیگر انسان پاکی از سلاله خاندان پیامبر(ص) را در خود جای دهد و او را به حیاتی برتر از این دنیای دون و در کنار اولیا و انبیا نوید دهد. شهادت جانگداز آن امام همام، امام علی النقی(ع) را به عموم شیعیان جهان تسلیت می گوییم.امامان و پیشوایان معصوم(ع) انسان های کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای رفتاری و مشعل های فروزان هدایت جامعه بشری از سوی خدا تعیین شده اند گفتار و رفتار و خوی و منش آنان ترسیم حیات طیبه انسانی و وجودشان تبلور تمامی ارزش های الهی است.آنان به تعبیر امام هادی(ع) این چنیند: «معدن الرحمه وخزان العلم ومنتهی الحلم واصول الکرم وقاده الامم واولیاء النعم وعناصر الابرار ودعائم الاخیار……. ادامه مطلب روی متن کامل کلیک کنید

 

 

امامان و پیشوایان معصوم(ع) انسان های کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای رفتاری و مشعل های فروزان هدایت جامعه بشری از سوی خدا تعیین شده اند گفتار و رفتار و خوی و منش آنان ترسیم حیات طیبه انسانی و وجودشان تبلور تمامی ارزش های الهی است .آنان به تعبیر امام هادی(ع) این چنیند: «معدن الرحمه وخزان العلم ومنتهی الحلم واصول الکرم وقاده الامم واولیاء النعم وعناصر الابرار ودعائم الاخیار وساسه العباد وارکان البلاد وابواب الایمان وامناء الرحمن وسلاله النبیین وصفوه المرسلین وعتره خیره رب العالمین ومصابیح الدجی واعلام التقی وذوی النهی واولی الحجی وکهف الوری وورثه الانبیاء والمثل الاعلی والدعوه الحسنی وحجج الله علی اهل الدنیا والآخره والاولی»، معدن رحمت، گنجینه داران دانش نهایت برد باری و حلم، بنیان های کرامت و ریشه های نیکان، عصاره و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغ های تاریکی ها، پرچم های پرهیزگاری، نمونه های برتر و حجت های خدا بر جهانیان هستند.(مفاتیح الجنان ص ۵۴۴)
بدون شک، ارتباط با چنین چهره ها و پیروی از دستورها و رفتارشان، تنها راه دستیابی به کمال انسانیت و سعادت هر دو جهان است. پیشوای دهم(ع) یکی از پیشتازان دانش و تقوا و کمال است که وجودش مظهر فضایل اخلاقی و کمالات نفسانی و الگوی حق جویان و ستم ستمستیزان است.
امام هادی(ع) پیوسته تحت نظر حکومت های جور بود و سعی می شد که آن حضرت با پایگاه های مردمی و افراد جامعه تماسی نداشته باشد با این حال آن مقدار از فضایل اخلاقی که از او بروز کرده، دانشمندان و شرح حال نویسان و حتی دشمنان اهل بیت(ع) را به تحسین و تمجید آن وجود الهی وا داشته است.(ابوعبد الله جنیدی) می گوید: سوگند به خدا، او بهترین مردم روی زمین و برترین آفریده های الهی است.
«ابن حجر» در شرح حال آن حضرت می نویسد: «وکان وارث ابیه علماً وسخاء» او در دانش و بخشش وارث پدرش بود.(ائمتنا ج۲ص۲۵۲)
«متوکل» در نامه ای که برای امام(ع) می نویسد: امیر المؤمنین عارف به مقام شما است و حق خویشاوندی را نسبت به شما رعایت می کند و طبق آنچه مصلحت شما و خوانواده تان می باشد عمل می کن .
اینک به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق کریمه و رفتار سازنده آن حضرت نمونه هایی را یاد آور میشوم.

الف: انس با معبود
پیشوایان معصوم علیهم السلام در بالاترین درجه مقام شناخت حق تعالی قرار داشتند و همین درک و بینش عمیق، آنان را به ارتباط و انس همیشگی با خدا واداشته و شعله های آتش عشق به معبود و وصال به حق بر جانشان شرر می افکند و آرامش را از آنان سلب می کرد.
امام هادی(ع) شب هنگام به پروردگارش روی می آورد شب را با حالت خشوع به رکوع و سجده سپری می کرد و بین پیشانی نورانیش و زمین جز سنگریزه و خاک حایلی وجود نداشت و پیوسته این دعا را تکرار می نمود: الهی مسئ قد ورد وفقیر قد فصد لا تخیب مسعاه وارحمه واغفر له خطأه.
بارالها! گنهکاری بر تو وارد شده و تهیدستی به تو روی آورده است تلاشش را بی نتیجه مگردان و او را مورد عنایت و رحمت خویش قرارداده و از لغشش در گذر.(ائمتنا ج۲ ص۲۵۷، سیره الامام العاشر علی الهادی ص۵۵)
پارسایی و انس با پروردگار آنچنان نمودی در زندگی امام نقی علیه السلام داشت که برخی از شرح حال نویسان در مقام بیان برجستگی ها و صفات والای آن گرامی به ذکر این ویژگی پرداخته اند، ابن کثیر می نویسد: کان عابداً زاهدا، او عابدی واراسته و زاهد بود.(الصواعق المحرقه ص۲۰۷، البدایه والنهایه ج۱۱ص۱۵)

یافعی می گوید: کان متعبداً فقیهاً اماماً … ، او کمر همت به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود.

ابن عباد حنبلی نیز می گوید: کان فقیهاً اماماً متعبداً … ، او فقیه و امام عابد بود.(تاریخ اجمالی پیشوایان (ع))
ب: سخاوت وجود
امامان معصوم(ع) برای مظاهر دنیوی از جمله مال و ثروت ارزش ذاتی قایل نبودند و سعی می کردند و به حداقل آن که زندگی معمولی روزانه آنان را تامین کرده اکتفا کنند و آن بزرگواران را در راه انجام وظایف مردمی و اجتماعی یاری رساند بسنده کنند و مازاد آنرا در راه هایی که موجب خشنودی خداوند بود صرف کنند.
یکی از این راه ها انفاق به افراد تهیدست و نیازمند می باشد. این سیاست خدا پسندانه مالی «که در زندگی همه معصومین(ع) در سطح گسترده ای به چشم می خورد» علاوه بر جنبه های معنوی و آثار اخروی، عامل مهمی در کاهش فقر و فاصله طبقاتی جامعه اسلامی و تالیف قلوب افراد و حفظ شخصیت و علاقه مند ساختن آنان به مکتب اهل بیت و جلوگیری از ارتباط گرفتن و نزدیک شدن آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود.
در پرتوی برخورداری ائمه(ع) از این خلق نیکو، وجود آن بزرگواران پیوسته مایه امید، و خانه شان نه تنها مرکز نشر دانش، بلکه پناهگاه افراد نیازمند و درمانده و محل رفت و آمد انسان های مختلف بویژه آنان که از راه دور آمده بودند، بود. این مساله هم برای عموم مردم جا افتاده بود؛ به گونه ای که وقتی فرد نیازمند و درمانده ای را می دیدند او را به خانه امامان(ع) راهنمایی می کردند، و هم برای خود افراد درمانده، بدین معنی که به محض مواجه شدن با مشکلی مستقیماً سراغ خانه امامت را می گرفتند.
امام هادی(ع) همچون پدر بزرگوارش کانون سخاوت و کرم بود و گاهی مقدار انفاق به حدی از فزونی می رسید که«ابن شهر آشوب» در مناقب می نویسد: ابو عمر وعثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد علی بن حسن عسکری رفتند احمد ابن اسحاق از وامی که برگردنش بود نزد حضرت شکایت کرد؛ آنگاه امام به عمرو که وکیلش بود؛ فرمودند: به او ۳۰ هزار دینار و به علی بن جعفر نیز ۳۰ هزار دینار بپرداز و خود نیز ۳۰ هزار دینار برگیر.
دانشمندی مانند ابن شهر آشوب پس از نقل آن می گوید: این مقدار انفاق، معجزه ای است که جز پادشاهان از عهده کسی ساخته نیست و تاکنون این مقدار انفاق را از کسی نشنیده ام.(مناقب ج۴ ص۴۰۹)
اسحاق جلّاب می گوید: برای ابوالحسن گوسفندان زیادی خریدم سپس مرا خواست و از اصطبل منزلش به جای وسیعی برد که من آنجا را نمی شناختم سپس تمامی آن گوسفندان را بین کسانی که آن حضرت دستور می داد توزیع کردم.(الکافی ج۱ص۴۹۸)
در روایت دیگر زمان خرید و توزیع گوسفندان روز «ترویه» ذکر شده است.(اعیان شیعه ج۲ص۳۷)
از این روایت بر می آید که آن حضرت در مسایل مالی و انفاق های جزیی نیز مسایل امنیتی و حفاظتی را رعایت می کرده و این بیانگر شدت محدودیت آن حضرت از سوی دستگاه حکومتی است با این حال امام این کار را تحت تاثیر پوشش قربانی انجام داد تا هر گونه سوءظن را نسبت به خود از بین ببرد.
ج: حلم وبردباری
حلم و بردباری از ویژگی های مهمی است که مردان بزرگ بویژه رهبران الهی که بیشترین برخورد و اصطکاک را با مردم نادان و نابخرد و گمراه داشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتوی این خلق نیکو افراد بسیاری را به سوی خود جذب کردند.
امام هادی(ع) همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات برد بار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب می کرد با دشمنان حق و ناسزاگویان و اهانت کنندگان بساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می کرد.
«بریحه عباسی» که از سوی دستگاه خلافت به سمت پیشنمازی مکه و مدینه منصوب شده بود از امام هادی(ع) نزد متوکل سعایت کرد و برای او نوشت: اگر نیازی به مکه و مدینه داری علی بن محمد را از این دو شهر بیرون کن زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کرده اند.
بر اثر سعایت هایی پی در پی «بریحه» متوکل امام را از کنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(ص) تبعید کرد. هنگامی که امام(ع) از مدینه به سمت سامرا در حرکت بود «بریحه» نیز او را همراهی کرد.
دربین راه بریحه رو به امام(ع) کرد و گفت: تو خود می دانی که عامل تبعید تو من بودم. با سوگندهای محکم و استوار سوگند می خورم که چنانچه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یکی از درباریان  وفرزندان او ببری تمامی درختانت را (در مدینه) آتش می زنم و محبان و خدمتکارانت را می کشم و چشمه های مزرعه هایت را کور خواهم کرد و بدان که این کارها را خواهم کرد.
امام (ع) متوجه او شد و فرمودند:  نزدیک ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت از تو را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او از بندگانش نخواهم برد.
بریحه چون این سخن را از امام ع) شنید به دامن آن حضرت افتاد و تضرع و ناله کرد و از او تقاضای بخشش نمود. امام(ع) فرمودند: تو را بخشیدم.(اثبات الوصیه ص۱۹۶و۱۹۷)
د: هیبت وشکوه
امامان(ع) مظاهر قدرت و عظمت خداوند و معادن کلمات و حکمت ذات مقدس حق و منبع تجلیات و انوار خاصه او هستند. بر این اساس از یک قدرت معنوی فوق العاده و نفوذ و هیبت خاصی برخوردارند. این هیبت و عظمت خدادادی را در زیارت جامعه از زبان امام هادی(ع) چنین می خوانیم:
طاطا کل شریف شریفکم، وبخع کل متکبر لطاعتکم، و خضع کل جبارلفضلکم، و ذل کل شیءٍ لکم
هر بزرگ و شریفی در برابر بزرگواری و شرافت شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بینی به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگویی در برابر فضل و برتری شما فروتنی کرده و همه چیز برای شما خوار و ذلیل گشته است.
روی این جهت بارها اتفاق می افتاد که حاکمان جور در غیاب امامان علیهم السلام تصمیمات خطرناکی نسبت به آنان می گرفتند ولی به محض رویاروشدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، کابوس ترس و وحشت بر دل هایشان سایه می افکند به گونه ای که مجبور می شدند از تصمیم خود برگردند.
طبرسی در اعلام الوری به سند خود از امام محمد بن اشتر علوی نقل کرده است که گفت: به همراه پدرم بر در سرای متوکل بودیم من در آن هنگام کودکی بودم و درمیان گروهی از مردم از طالبین و عباسیان و جعفرین ایستاده بودم که ناگهان ابوالحسن وارد شد. مردم همگی از مرکب های خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت.
یکی از حاضران از دیگری پرسید! به خاطر چه کسی بیرون آمدیم؟ به خاطر این بچه، حال آنکه او از نظر سال از ما بزرگ تر و شریف تر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مرکوب خویش پایین نخواهم آمد پس ابوهاشم جعفری گفت: به خدا قسم کودکان چون او را می بینند به احترام او پیاده می شوند هنوز دیری نگذشته بود که آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وی پیاده شدند ابوهاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمی گفتید دیگر به احترام او پیاده نمی شوید؟ پاسخ دادند: به خدا قسم احترام خود را از دست دادیم و از مرکوب های خود پیاده شدیم.
زید بن موسی چندین بار به «عمر بن فرج» گوشزد کرد و از او خواست که وی را بر فرزند برادرش «امام هادی(ع)» مقدم بدارد و می گفت: او جوان است و من عموی پدر او هستم و عمر سخن او را برای امام هادی(ع) نقل کرد. امام فرمود: یک بار این کار را بکن فردا مرا پیش از او در مجلس بنشان سپس ببین چه خواهد شد.
روز بعد عم” امام هادی(ع) را دعوت کرد و آن حضرت در بالای مجلس نشست. سپس به زید اجازه ورود داد زید در برابر امام(ع) بر زمین نشست.(اعیان الشیعهج۷ص۱۲۸)
چون روز پنج شنبه شد ابتدا به زید اجازه داد تا وارد شود و درصدرمجلس بنشیند، سپس از امام خواست تا وارد شود امام(ع) داخل شد. هنگامی که چشم زید به امام(ع) افتاد و هیبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده کرد از جایش برخواست و امام را بر جای خود نشاند و خود در برابر او نشست.(اعلام الوری ص۳۴۷)
هـ: امام ومشکلات مردم
ائمه(ع) نه تنها در زمینه عبادی و بندگی خدا پیشگام بودند و هیچ کس در این میدان گوی سبقت را از آنان نربود بلکه در زمینه های اجتماعی و رسیدگی به کمبودها و مشکلات مردم و برطرف کردن گرفتاری های آنان نیز پیشگام بودند به گونه ای که کسی از در خانه آنان ناامید باز نمی گشت.
تاریخ نام افرادی زیادی را که برای حل مشکل و رفع گرفتاری خود به پیشوای دهم(ع) مراجعه کرد ه و از محضر آن حضرت با خشنودی بازگشته اند، ثبت کرده است. که در این مجال به یک نمونه اشاره می گردد:
محمد بن طلحه نقل می کند: امام هادی(ع) روزی برای کار مهمی سامرا را به مقصد دهکده ای در اطراف ترک کرد در این فاصله عربی سراغ آن حضرت را گرفت به او گفته شد: امام(ع) به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهکده حرکت کرد وقتی به محضر امام(ع) رسید گفت: من اهل از کوفه و از متمسکان به ولایت جدت امیر مؤمنان(ع) هستم ولی بدهی سنگینی مرا احاطه کرده است چندان که قدرت تحمل آنرا ندارم. و کسی را جز شما نمی شناسم که حاجتم را برآورد.
امام(ع) پرسید: بدهکاریت چقدر است؟ عرض کرد: حدود ۱۰ هزار درهم.
امام(ع) او را دلداری داد و فرمود ناراحت نباش مشکلت حل خواهد شد. دستوری به تو می دهم عمل کن و از اجرای آن سر متاب: این دستخط را بگیر هنگامی که به سامرا آمدی مبلغ نوشته شده در این ورقه را از من مطالبه کن هر چند در حضور مردم باشد. مبادا در این باره کوتاهی کنی.
پس از بازگشت امام(ع) به سامرا مرد عرب در حالی که عده ای از اطرافیان خلیفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند وارد شد و ضمن ارایه نوشته امام(ع) به آن حضرت با اصرار، دین خود را مطالبه کرد. امام(ع) با نرمی و ملایمت و عذرخواهی از تاخیر آن، از وی مهلت خواست تا در وقت مناسب آنرا پرداخت کند  ولی مرد عرب همچنان اصرار می کرد که هم اکنون باید بپردازی.
جریان به متوکل رسید. دستور داد ۳۰ هزار دینار به امام(ع) بدهند. امام(ع) پول ها را گرفت و همه را به آن مرد عرب داد. او پول ها را گرفت و گفت خدا بهتر می داند که رسالتش را در چه خاندانی قراردهد.(بحارالانوار ج۵۰ص۱۷۵ الفصول المهمه ص۲۷۸)

 

زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الکاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام.

شیخ در مصباح مى‏نویسد: روایت‏شده است که حضرت ابو الحسن على بن محمد عسکرى علیه السلام در روز ۲۷ ذى حجه به دنیا آمد. سپس وى مى‏گوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذکر کرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسکرى علیه السلام در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال ۲۱۴ هجرى دیده به دنیا گشود».
کلینى در کافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال ۲۱۲ به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت کرده‏اند که تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال ۲۱۴ بوده است. در کشف الغمه نیز گفته شده است که آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا گذارد.
شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یکى از قراى مدینه بود».

نگارنده: در بسیارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همین قریه و با همین املا نوشته‏اند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت‏«صربا» بوده است. البته نام چنین محلى نه در معجم البلدان و نه در هیچ یک از کتب لغت ذکر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صریا قریه‏اى است که موسى بن جعفر آن را به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا کرده است.
امام هادى علیه السلام به قولى در بیست و پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال ۲۵۴ هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندکى کمتر از چهل سال یا ۴۱ سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و ۳۳ سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته که این مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب کرده‏اند. آن امام علیه السلام دنباله خلافت معتصم و سپس خلافت واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعین و معتز را درک کرد و در پایان حکومت معتمد، به شهادت رسید.
مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بیست ‏سال و چند ماه بود و پس از وفات، در خانه‏اش واقع در سر من راى به خاک سپرده شد.

مادر آن حضرت
مادر آن حضرت کنیزى بود به نام سمانه مغربیه. و در مناقب است که مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.
کنیه آن حضرت
کنیه وى ابو الحسن بود. برخى نیز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.
لقب آن حضرت
ابن طلحه گوید: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوکل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترین القاب وى متوکل بود. اما آن حضرت این لقب را مخفى مى‏کرد و به اصحابش مى‏فرمود از یاد کردن وى با این لقب بپرهیزند. زیرا متوکل، لقب خلیفه عباسى بود.نگارنده: همچنین آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نیز شهرت داشت.در مناقب در این باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب و عسکرى. وى معروف به عسکرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسکریین معروفیت دارند. شیخ صدوق در علل الشرایع و معانى الاخبار گوید: از استادان خود رضى الله عنهم، شنیدم که مى‏گفتند: محله‏اى که على بن محمد و حسن بن على علیهما السلام در آن در سر من راى ساکن بودند، عسکر نامیده مى‏شد از این رو به هر یک از این دو امام عسکرى گفته مى‏شود».
در نساب سمعانى است که عسکرى منسوب به عسکر در سر من راى است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدین ترتیب که چون شمار سپاهیانش بسیار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذیت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهیانش بدین موضع نقل مکان کرد و در آنجا کاخى زیبا ساخت و آن را سر من راى نامید که بدان سامره و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا که پادگان نظامى معتصم در این شهر جاى گیر شد، آن را عسکر نیز مى‏خوانند. تاریخ این واقعه در سال ۲۲۱ هجرى بوده است.
گفته سمعانى حاکى از آن است که عسکر نامى بوده که بر تمام سامرا اطلاق مى‏شده است.
نقش انگشترى آن حضرت
بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنین طبق قولى دیگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏» و مطابق نظر برخى دیگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏» بوده است.

فرزندان آن حضرت
آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسین، محمد و جعفر داشت. از این میان حسن علیه السلام پس از وى به امامت رسید و حسین و محمد در زمان حیات آن امام از دنیا رفتند و جعفر نیز همان کسى است که بعد از وفات برادرش، امام عسکرى علیه السلام ، ادعاى امامت کرد و به جعفر کذاب شهرت یافت. همچنین یک دختر از آن حضرت بر جاى ماند که نامش عایشه یا علیه بود

۰۲ مهر ۱۳۹۷

سامانه ارتباط با مشتریان شرکت گاز استان قم

سامانه پیامک: 3000361211
تلفن گویا: 3194

دستور العمل بیمه
دستور العمل استفاده از بیمه مشترکین شرکت گاز
ایمنی و بهداشت
آمار بازدید