منشور حقوق شهروندی

مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی

مشترک گرامی؛ کلیه حقوق و تکالیف شما در ارتباط با شرکت گاز در «مجموعه مقررات و شرایط استفاده از گاز طبیعی» درج شده است. لطفاً آن را مطالعه فرمایید.

مشاهده و پرداخت قبوض گاز
جهت مشاهده و پرداخت الکترونیکی صورتحسابهای گاز،با درج شماره اشتراک خود در کادر پایین،کلید مشاهده را بزنید
راهکارهای صرفه جویی در مصرف آب

راهکارهای صرفه جویی در مصرف آب

بایگانی موضوعی
بایگانی ماهانه

خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قران ناطق

 

خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قران ناطق ،
مولی الموحدین،حضرت علی علیه السلام بر امام زمان
عجل الله تعالی فرجه شریف و دوستداران
خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام مبارک باد

 

     

آسمان شهر با انبوه ستارگان چراغان گردیده، و خورشید شوق آن دارد که با طلوعش لحظه ى موعود تاریخ را در عرصه ى زمان نزدیک تر نماید. این را از سیماى کامل و غرقِ در نورِ ماه مى توان دریافت که آسمان را از ظلمت شبانگاهى رهانیده است. کعبه در زیر مهتاب جلوه اى دگر دارد و دل هر رهگذرى را به سوى خود مى کشد! خانه هاى شهر مهتابِ خیالشان را بر ماهتاب آسمانى ترجیح داده اند. مرغان شب خوان، با شورى دیگر مناجات مى کنند…! کائناتِ آسمان هستى، امشب با هم عهد بسته اند تا شب زیبایى را در صفحه ى تاریخ رقم زنند……

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

برای دیدن ادامه مطلب روی متن کامل کلیک کنید….

 

نازد به خودش خدا که حیدر دارد

دریای فضایلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد امد والله

صدبار اگر کعبه ترک بردارد

بنا به نوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه ۱۳ رجب در سال سى‏ام عام الفیل (۱) بطرز عجیب و بی‎سابقه‏اى در درون کعبه یعنى خانه خدا به وقوع پیوست، محقق دانشمند حجه الاسلام نیّر گوید:

اى آن که حریم کعبه کاشانه تست‏                                                              بطحا صدف گوهر یکدانه تست‏

گر مولد تو به کعبه آمد چه عجب‏                                                                 اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است. (۲)

اما ولادت این کودک مانند ولادت سایر کودکان به سادگى و به طور عادى نبود بلکه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میکرد و پیوسته به درگاه خدا مناجات کرده و تقاضا می‎نمود که وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا به این کودک حامل بود خود را مستغرق در نور الهى می‎دید و گوئى از ملکوت اعلى به وى الهام شده بود که این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت کرده‏اند که گفت من با عباس بن عبدالمطلب و گروهى از عبدالعزى در کنار خانه خدا نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین در حالی که نه ماه به او آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من به تو و بدانچه از رسولان و کتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و اوست که این بیت عتیق را بنا نهاده است به حق آن که این خانه را ساخته و به حق مولودى که در شکم من است ولادت او را بر من آسان گردان، یزید بن قعنب گوید ما به چشم خود دیدیم که خانه کعبه از پشت(مستجار) شکافت و فاطمه به درون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار به هم بر آمد چون خواستیم قفل در خانه را باز کنیم گشوده نشد لذا دانستیم که این کار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا که پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشک را به دست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامی که در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید که از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا کرد اى فاطمه نام او را على بگذار که او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأدیبش کردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست که بتها را از خانه من میشکند و اوست که در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر کسی که او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر کسى که او را دشمن دارد و نافرمانیش کند. (۳)

و چنین افتخار منحصر به فردى که براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون کعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده به دست نیامده است و این سخن حقیقتى است که اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانکه ابن صباغ مالکى در فصول المهمه گوید:

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیله خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتکرمته (۴)  ؛ یعنى پیش از آن حضرت احدى در خانه کعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است که خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تکریم نمایند.

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسمیه آن حضرت به على چنین نوشته شده است که چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت به سینه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و به سوى ابطح آمد و به پیشگاه خداوند تعالى چنین مناجات نمود.

یا رب هذا الغسق الدجى‏                                                                      و القمر المبتلج المضى‏ء

بین لنا من حکمک المقضى‏                                                                   ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (۵)

هاتفى ندا کرد:

خصصتما بالولد الزکى‏                                                                           و الطاهر المنتجب الرضى‏

فاسمه من شامخ على‏                                                                       على اشتق من العلى (۶)

علماى بزرگ اهل سنت نیز در کتب خود به همین مطلب اشاره کرده‏اند و محمد بن یوسف گنجى شافعى با تغییر چند لفظ و کلمه در کفایه الطالب چنین می‎نویسد که در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و این دو بیت را گفت.

یا اهل بیت المصطفى النبى‏                                                               خصصتم بالولد الزکى‏

ان اسمه من شامخ العلى‏                                                                 على اشتق من العلى (۷)

و در بعضى روایات آمده است که فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پیش از این که بوسیله نداى غیبى نام او على گذاشته شود) نام کودک را حیدر نهاد و هنگامی که او را قنداق کرده به دست شوهر خود می‎داد گفت: خذه فانه حیدره و به همین جهت آن حضرت در غزوه خیبر به مرحب پهلوان معروف یهود فرمود:

انا الذى سمتنى امى حیدره                                                              ضرغام اجام و لیث قسوره (۸)

و چون نام آن حضرت على گذاشته شد نام حیدر جزو سایر القاب بر او اطلاق گردید و از القاب مشهورش حیدر و اسدالله و مرتضى و امیرالمؤمنین و اخو رسول الله بوده و کنیه آنجناب ابوالحسن و ابوتراب است.

همچنین خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نیز از روایات گذشته معلوم میشود که آنها در جاهلیت موحد بوده و براى تعیین نام فرزند خود به درگاه خدا استغاثه نموده‏اند، فاطمه بنت اسد براى رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم به منزله مادر بوده و از اولین گروهى است که به آن حضرت ایمان آورد و به مدینه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم پیراهن خود را براى کفن او اختصاص داد و به جنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقین فرمود و دعا نمود. (۹)

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم به او ایمان آورده و چون شیخ و رئیس قریش بود لذا ایمان خود را مصلحه مخفى مینمود، در امالى صدوق است مردى به ابن عباس گفت اى عموزاده رسولخدا مرا آگاه گردان که آیا ابوطالب مسلمان بود؟ گفت چگونه مسلمان نبود در حالی که می‎گفت:

و قد علموا ان ابننا لا مکذب‏                                                              لدینا و لا یعبأ بقول الا باطل

یعنى مشرکین مکه دانستند که فرزند ما(محمد صلى الله علیه و آله و سلم) نزد ما مورد تکذیب نیست و بسخنان بیهوده اعتناء نمیکند مثل ابوطالب مثل اصحاب کهف است که ایمان خود را در دل مخفى نگه می‎داشتند و ظاهرا مشرک بودند و خداوند دو ثواب به آنها داد، حضرت صادق علیه السلام هم فرمود مثل ‏ابوطالب مثل اصحاب کهف است که در دل ایمان داشتند و ظاهرا مشرک بودند و خداوند دو پاداش (یکى براى ایمان و یکى براى تقیه) به آنها داد. (۱۰)

اشعار زیادى از ابوطالب در مدح پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله مانده است که اسلام وى از مضمون آنها کاملا روشن و هویداست چنانکه به آن حضرت خطاب نموده و گوید:

و دعوتنى و علمت انک ناصحى‏                                                        و لقد صدقت و کنت قبل امینا

و ذکرت دینا لا محاله انه‏                                                                  من خیر ادیان البریه دینا (۱۱)

به حضرت صادق عرض کردند که(اهل سنت) گمان کنند که ابوطالب کافر بوده است فرمود دروغ گویند چگونه کافر بود در حالی که میگفت:

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا                                                             نبیا کموسى خط فى اول الکتب (۱۲)

شیخ سلیمان بلخى صاحب کتاب ینابیع الموده درباره ابوطالب گوید:

و حامى النبى و معینه و محبه اشد حبا و کفیله و مربیه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابیاتا کثیره و شیخ قریش ابوطالب. (۱۳)

یعنى ابوطالب که رئیس و بزرگ قریش بود حامى و کمک پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و او را بسیار دوست داشت و کفیل معیشت و مربى آن حضرت بود و به نبوتش اقرار و به رسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زیادى سروده است. (درباره اثبات ایمان ابوطالب مطالب زیادى در کتب دینى ‏نوشته شده و کتاب‎هاى مستقلى نیز مانند کتاب ابوطالب مؤمن قریش به رشته تألیف در آمده است) .

بارى ولادت على علیه السلام در اندرون کعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشید و شعراى عرب و عجم در این مورد اشعار زیادى سروده‏اند که در خاتمه این فصل به چند بیت از سید حمیرى ذیلا اشاره میگردد.

ولدته فى حرم الاله امه‏                                                               و البیت حیث فنائه و المسجد

بیضاء طاهره الثیاب کریمه                                                            طابت و طاب ولیدها و المولد

فى لیله غابت نحوس نجومها                                                       و بدت مع القمر المنیر الاسعد

ما لف فى خرق القوابل مثله‏                                                       الا ابن امنه النبى محمد (۱۴)

مادرش او را در حرم خدا زائید در حالی که بیت و مسجدالحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى که لباس‎هاى پاکیزه به تن داشت و خود پاکیزه بود و مولود او و محل ولادت نیز پاکیزه بود.

در شبى که ستاره‏هاى منحوسش ناپیدا بوده و سعیدترین ستاره به همراه ماه پدید آمده بود .

قابله‏هاى(دنیا) هیچ مولودى را مانند او لباس نپوشاینده‏اند(یعنى هرگز مولودى مانند او بدنیا نیامده) بجز پسر آمنه محمد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم.

پى‏نوشت ها:

(۱) حبشى‏هاى فیل سوار که به اصحاب فیل سوار که به اصحاب فیل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ویران کردن کعبه به مکه آمده بودند که خداوند همه آنها را هلاک نمود و خود ابرهه نیز آخرین نفر بود که به هلاکت رسید چنانکه در قرآن کریم فرماید: (ألم تر کیف فعل  ربک باصحاب الفیل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارک شمرده و نامش را عام الفیل گذاشتند  و ولادت نبى اکرم نیز در همان سال بوده است تا ۷۱ سال پس از آن واقعه یعنى تا سال ۱۸  هجرى عام الفیل مبدأ تاریخ مسلمین بود ولى در سال مزبور که ششمین سال خلافت عمر  بود به راهنمائى حضرت امیر از عام الفیل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاریخ مسلمانان قرار گرفت.

(۲) ابوطالب پیش از ولادت على علیه السلام داراى سه پسر دیگر هم بود که به ترتیب عبارتند از طالب، عقیل، جعفر.

(۳) امالى صدوق مجلس ۲۷ حدیث ۹ـ روضه الواعظین جلد ۱ ص ۷۶ـ بحار الانوار جلد ۳۵ ص  ۸ ـ کشف الغمه ص ۱۹

(۴) فصول المهمه ص ۱۴

(۵) اى پروردگار صاحب شب تاریک و ماه نور دهنده از حکم مقضى خود براى ما آشکار کن که اسم این کودک را چه بگذاریم.

(۶) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص یافتید به فرزند پاکیزه و برگزیده و پسندیده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

(۷) ینابیع الموده باب ۵۶ ص ۲۵۵ـ کفایه الطالب ص ۴۰۶

(۸) من آن کسم که مادرم نام مرا حیدر نهاد، شیر بیشه‏ام چنان شیرى که زورمند و پنجه افکن باشد.

(۹) اعلام الورىـ اصول کافى جلد ۲ ابواب تاریخ امالى صدوق مجلس ۵۱ حدیث ۱۴

(۱۰) امالى صدوق مجلس ۸۹ حدیث ۱۲ و ۱۳ـ روضه الواعظین جلد ۱ ص ۱۳۹

(۱۱) بحارالانوار جلد ۳۵ ص ۱۲۴ـ مرا(بدین خود) دعوت کردى و من دانستم که یقینا تو خیر خواه منى و تو از این پیش راستگو و امین بودى و دینى را به مردم عرضه داشتى که آن بهترین ادیان است.

(۱۲) اصول کافى جلد ۲ باب ابواب التاریخ ـ آیا ندانستید که ما محمد(ص) را مانند موسى به  پیغمبرى یافتیم که در کتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(۱۳) ینابیع الموده باب ۵۲ ص ۱۵۲

(۱۴) روضه الواعظین جلد ۱ ص ۸۱

مولود کعبه در نگاه بزرگان

مقدمه :
تاریخ زندگی بشر ، مجموعه ای از حوادث بزرگی است که قهرمانان صحنه های حساس آن ، افرادی هستند که اندیشه های نجات بخشی و رهایی انسان و اصلاح طلبی با جان پاک آنان در آمیخته است . در تاریکی های اعصار گذشته ، چهره های تابناک و فروزانی وجود دارند که با فروغ ملکوتی و شعاع معنویت خویش ، روشنگر افکار انسان ها و راهنمای آیندگان در راه افتخارات و پیروزی ها بوده اند .
چهارده قرن پیش در آن زمان که کرانه های افق انسانیت را غبارهای تاریک انحراف و نادانی و گمراهی پوشانیده بود . در محیطی که نور ایمان و حقیقت خاموش شده بود مردی از مکه ظهور کرد و دین اسلام را به عنوان کامل ترین دین به جهانیان معرفی نمود . او آخرین فرستاده رسالت در سرزمین خشک و دور از تهران و فضایل قیام کرد . آری او محمد بن عبدالله (ص) بود و بیعت و سه سال در سخت ترین شرایط با جهل و شرک و فساد و ظلم مبارزه کرد و بزرگ نامه آسمانی خویش یعنی قرآن مجید را به جهانیان عرضه داشت که مجموعه ای از قوانین و سنتی بود که سعادت دنیوی و اخروی بشر را تضمین می کرد .
بر مبنای دستور صریح الهی ، پیامبران اکرم (ص) در آخرین سال حیات ، آخرت برگ حساس تاریخ اسلام یعنی غدیر خم را ورق زد و لایق مردی پرهیزکار و صادق و پاک از تبار پاکان که در پرتو تربیت مستقیم حضرتش ، مدارج عالی کمالات انسانی را طی نموده بود و قرآن ناطق و سرچشمه فضایل و نمونه ی عملی دستورات اسلام بود را به امامت و رهبری جهان اسلام برگزید .
آری ولایت علی بن ابی طالب (ع) آن دریای علم الهی ، آن کان جود و هستی ، آن شیر مرد عرصه های نبرد حق علیه باطل ، آن زاهد و شب زنده دار جاودان تاریخ ، آن مظلوم خستگی ناپذیر ، آن درهم کوبنده قاسطین و ناکثین و مارقین ،آن انسان عدالت گستر و عدالت خواه ، آن شهید محراب مقدس و … برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط گردید .
سخن گفتن از مولود کعبه کاری بسیار سخت و مشکل است و اگر تمامی گیتی را صفحات کاغذ و دریاهای را جوهر کنیم ، هرگز نمی توانیم شمه ای از فضایل و بزرگواری های آن انسان الهی را بیان کنیم . در این نوشتار به بیان دیدگاه اندیشه وران جهان درباره شخصیت مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) می پردازیم تا شاید قطره ای از آن دریا شناسایی و معرفی گردد .

 

  1. خواجه نصیرالدین توسی « ریاضی دان و فیلسوف اسلامی » :
    « علی (ع) داناتر از همگان بود . او حدسی نیرومند داشت و همیشه همراه رسول (ص) بود . بخششی از همه افزون داشت و پس از پیغمبر ، پارساترین و عابدترین و فرزانه ترین مردم بود . ایمانش بر همه مقدم و سخنش از همه فصیح تر و رایش ازهمه محکم تر بود و به حفظ کتاب خدا و اجرای احکام آن بیش تر از همه توجه داشت . دوستی و یاری او واجب است و در رتبه با پیامبران مساوی است و او سرچشمه ی فیاضی بود که دانشمندان ، دانش های خود را بدو استناد داده اند . » (۱)
  2. شیخ بهاء الدین عاملی « دانشمندان و نابغه اسلامی » :
    « او جوان مردی که در مقام بزرگ داشتش هر چه خواهی بگو ، جز آن چه عیسویان درباره ی مسیح گفتند ، هم او بود که پیامبر (ص) در روز غدیر به امر خداوند ، او را به پیشوایی خلق برگزید و بدان تصریح کرد . او گرامی ترین آفریدگار و پر جلال ترین انسان ها بود . او در نسبت و دودمان پاکیزه فرزندی بود که در دامن قریش پرورش یافت . او سرّ کشتی نوح و پرتو آتش کلیم و راز بساط سلیمان بود .»(۲)
  3. ابن ابی الحدید « مورخ و شارح نهج البلاغه » :
    « عالم برین و جهان ملکوت ، همان تربت پاکی است که جثّه ی مقدس تو را در برگرفته است . اگر آثار حدوث در وجود تو آشکار نگشته بود ، می گفتم ، تو بخشنده ی روان به کالبدها و گیرنده ی جان جاندارانی !
    اگر عوامل مرگ طبیعی در وجود تو اثر نگذاشته بود ، می گفتم : تو روزی ده همگانی ! تویی که کم یا زیاد ، هرگونه بخواهی می بخشی ، من همی دانستم که ناگزیر باید برای اهتراز در آوردن پرچم دین و دادگری بر فراز آبادی های گیتی ، فرزند تو « مهدی (عج)» بباید و من در آرزوی آن روزم که حکومت عدل مطلق در جهان استقرار یابد … » (۳)
  4. امام فخر رازی « مفسر قرآن » :
    « هر کس در دین ، علی بن ابی طالب (ع) را پیشوای خود قرار دهد ، همانا رستگار شده است به دلیل گفته ی پیغمبر (ص) : « خداوندا ! علی هر گونه باشد ، حق را بر محور وجودش بچرخان » (۴)
  5. خطیب خوارزمی « فقیه و ادیب حنفی » :
    « آیا چون ابو تراب ، جوان مردی هست ؟ آیا چون او پیشوای پاک سرشتی روی زمین وجود دارد ؟ چشم مرا هرگاه درد فرا گیرد ، توتیای آن خاکی است که پای او بدان رسیده باشد .
    علی (ع) ، همان کسی است که شبانگاه در محراب از دل می خروشید و می گریست و روز با چهره ای خندان در درگرد و غبار میدان جنگ فردی می رفت . دست او از زرد و سرخ بیت المال مسلمین تهی بود . او همان شکننده ی بت ها بود ، هنگامی که بر دوش پیامبر پا نهاد .
    گویا همه ی مردم به سان پوستند و مغز ، مولای ما علی است … »(۵)
  6. شیخ محمد عبده « شارح نهج البلاغه و پیشوای نهضت فکری مصری » :
    « هنگامی که پاره ای از عبارات نهج البلاغه را به دقت می خواندم ، صحنه هایی در نظرم مجسم می گشت که شاهد زنده ای برای پیروزی نیروی سخن وبلاغت بود ، آن جا دل ها به برهان حقایق آمیخته می شد و سپاه سخنان محکم و نیرومند ، چنان به در هم شکستن باطل و یاری حق به پا می خاست که هر شک و باطلی را نابود می کرد . قهرمان این میدان که پرچم پیروزی را به اهتراز در آورده بود ” امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) ” بود .
    من هر گاه در مطالعه این کتاب ، از فصل دیگر می رسیدم ، حس می کردم که پرده های سخن عوض می شود و آموزشگاه های پند و حکمت تغییر می یابد . گاهی خودم را در جهانی می یافتم که ارواح بلند معانی با زیور عبارات تابناک آن را آباد ساخته است این معانی بلند ، پیرامون روان های پاک و دل های روشن می گردد تا بدان ها الهام رستگار بخشد و به مقصدی عالی که دارند برساند و از لغزشگاه ها دورشان کرده به شاه راه محکم فضیلت و کمال بکشاند .
    و گاه یافتم که عقلی نورانی که هیچ شباهتی با اجسام ندارد از عالم الوهیت جدا گشته است و به روح انسانی اتصال یافته و از لابلای پرده های طبیعت ، بیرون آورده و تا سراپرده ی ملکوت اعلا بالا برده و تا شهودگاه فروغ فروزنده ی آفرینش رسانیده است . . . »(۶)
  7. محمد فرید وجدی « دانشمند مصری » :
    « صفاتی در وجود علی (ع) گرد آورده بود که در دیگر خلفا نبود ، دانشی فراوان و شجاعتی عالی و فصاحتی درخشان . این صفات با نیکویی های اخلاقی و شرافت های ذاتی آمیخته بود ، بدان سان که جز در افراد کامل پیدا نمی شود . و همانا علی (ع) را یارانی بود که از دوستی و دل بستگی به دنیا خود را تهی کرده بودند ، یارانی که انصار پیغمبران کم نبودند و علی (ع) را از جان شیرینی که کالبدشان را زنده نگاه می داشت ، دوست تر می داشتند .»(۷)
  8. نائل مرصفی « استاد ادبیات عالی مصر » :
    « خداوند « نهج البلاغه » را دلیلی روشن قرار داد وبر این که علی (ع) همانا نیکوترین نمونه ی زنده ی نور و حکمت و دانش و راهنمایی و اعجاز و فصاحت قرآن است . علی (ع) را در این کتاب ، آن قدر آیات حکمت پر ارج و قواعد سیاست صحیح و پند روشن و دلیل رسا گرد آمده ، که حکمای بزرگ و فیلسوفان یگانه و خداشناسان عالی قدر را نبوده است . علی (ع) در این کتاب ، در دریای دانش و سیاست و دین فرورفته و در همه ی این مسایل ، نابغه ای مبرّز گشته است .
    اگر بخواهید موقعیت کتابش را از این که از نظر علمی شناخته اید از نظر ادبی بشناسید . این خود را توانایی نویسنده ی زبردست و سخن ران بلیغ و شاعران توانا بیرون است که بتواند به شایسته آن را توصیف و تعریف کند و ما را بس است که بگوییم ، کتاب او یگانه برخوردگاهی است که در آن زیبایی تمدن با فصاحت طبیعی بادیه نشینان به هم رسیده است و حقیقت ، تنها جایی که برای خود یافته با اطمینان خاطر در آن خانمان کرده ، کلام اوست ، پس از آن که در هر لغت ، منزلگاه خود را از دست داده بود . . .» (۸)
  9. عبدالفتاح ، عبدالمقصود « نویسنده ی مصری » :
    « من هماره اخلاق و موهبت های الهی و آن را که تشکیل دهنده ی شخصیت است . مقیاس شناختن عظمت انسانی قرار می دهم . از این رو ، بعد از محمد (ص) کسی را ندیده ام که شایسته باشد پس از او قرار گیرد یا بتواند در ردیفش بیابد ، جز پدر فرزندان پاک و برگزیده ی پیغمبر (ص) یعنی علی بن ابی طالب (ع) و من در این سخن به طرفداری تشیع وادار نشده ام بلکه این رایی است که حقایق تاریخ به آن گویاست .
    امام برترین مردی است که مادر روزگار تا پایان عمر خود چون او نزاید و اوست که هر گاه هدایت طلبان به جستجو اخبار و گفتارش برآیند . از هر خبری برای آنان شعاعی می درخشد . آری ! او مجسمه ای کمال است که در قالب بشریت ریخته شده است .» (۹)
  10. ابوالعلای معری « فیلسوف و شاعر عرب » :
    « در سراسر روزگار از خون دو شهید ، علی و فرزندش (ع) ، دو گواه باقی است ، فجر که در پایان شب ها سینه ی تاریک مشرق را می شکافد و شفق سرخ فام که غروب ها افق خاور را در خون می کشد .
    این دو نقش خونین ، همیشه بر پیراهن زنان ثابت است تا در محشر به پیشگاه خداوند رحمان برسد و دست تظلم برآورد . . . »(۱۰)
  11. توماس کارلایل « فیلسوف و نویسنده انگلیسی » :
    « امام علی (ع) ، ما را جز این نرسد که او را دوست بداریم و بدو عشق بورزیم . چه ، او جوان مردی بلند قدر و بزرگ نفس بود . از سر چشمه ی وجدانش ، مهر ونیکویی سیل آسا سرازیر می گشت . از دلش شعله های نیرومندی و دلاوری زبانه می کشد . شجاع تر از شیر زبان بود اما شجاعتی ممزوج با مهربانی و لطف و رافت و دل نرمی . . .
    در کوفه ناگهان به حیله کشته شد و شدت عدلش موجب این جنایت گشت ، چه ، او هر کسی را چون خودش عادل می پنداشت . هنگامی که درباره ی قاتلش گفتگو می شد ، گفت : « اگر زنده ماندم ، خودم می دانم و اگر درگذشتم ، کار با شماست . اگر خواستید قصاص کنید ، ضربت شمشیرش را به یک ضربت سزا دهید و اگر در گذرید ، به تقوا نزدیک تر است . . .» »(۱۱)
  12. جبران خلیل جبران « نویسنده و متفکر مسیحی» :
    « به عقیده ی من ، فرزند ابوطالب نخستین کسی بود از عرب که با روح کلی جهان ، ارتباط و پیوستگی یافت و با او هم نشین گشت و شب با او دم ساز بود . او اولین کسی بود که لبانش آهنگ نغمه های آن روح را به گوش مردم می رساند که از آن پیش ، چنان نغمه هایی را نشنیده بودند . از این رو ، میان راه های پر فروغ گفتار او و تاریکی های گذشته ی خویش سرگردان شدند . پس هر کس شیفته ی آن نغمه ها گشت ، شیفتگی اش و البته به فطرت است و هر که به دشمنی او پرداخت ، از ابناء جاهلیت است .
    علی (ع) از جهان گذشت در حالی که شهید عظمت خود شد ، در حالی که نماز میان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبریز بود . عرب ، حقیقت مقام و قدر علی (ع) ، را نشناخت ، تا از میان همسایگان پارسی آنان ، مردمی به پا خاستند و گوهر و سنگ ریزه را فرق گذاشتند .
    علی (ع) هنوز پیام خود را به طور کامل به سراسر جهان نرسانده بود که به سرای جاویدان شتافت ولی من می نگرم که پیش از این که چشم از این خاکدان ببندد ، تبسم شادی نقش رخسارش بود .
    مرگ علی (ع) مانند مرگ پیامبران روشن بین بود همان پیامبرانی که به شهری رو می آوردند و با مردم و زمانی زیست می کردند که شایسته ی آنان نبود و سرنوشتی جز غربت و تنهایی نداشتند . . .»(۱۲)
  13. ایلیا پاولویچ پطروشفسکی « مورخ و خاورشناس روس » :
    «علی (ع) پرورده ی محمد (ص) و عمیقا به وی و امر اسلام وفا دار بود . علی (ع) تا سر حد شور و شوق ، پای بند دین بود . صادق و راستگو بود . در امور اخلاقی ، بسیار خرده گیر بود . هم سلحشور بود و هم شاعر و همه ی صفات لازمه ی اولیاء الله در وجودش جمع بود . . . »(۱۳)
  14. دکتر طه حسین « دانشمند ونویسنده ی مصری »:
    « علی (ع) در بازارها گام می زد و مردم را به تقوا می خواند ، روز حساب را به یادها می آورد و در خرید و فروش ، مراقب اهل بازار بود او از همه ی غرور مایه های مقام پرهیز داشت و هر گاه می خواست چیزی برای خود بخرد ، می گشت تا در میان بازاریان کسی پیدا کند که او را نشناسد ، چون دوست نداشت که فروشنده او را بشناسد و در حق او رعایتی کند .
    علی (ع) از خود خشنود نمی بود مگر وقتی که حق جامعه و مردم را اداره کرده باشد یعنی نماز را برای مردم به پا داشته و با رفتار و گفتار مردم را تعلیم داده ، و شبانگاه شام فقیران را رسانده و محتاجان را از سوال بی نیاز کرده باشد . پس از این تکالیف ، شب هنگام ، با خدای خویش به خلوت می پرداخت ، نماز می خواند و بر سر پا عبارت می کرد . پس از این تکالیف ، شب هنگام ، با خدای خویش به خلوت می پرداخت ، نماز می خواند و بر سر پا عبارت می کرد . پس از اندکی خواب ، سحرگاهان باز به سوی مسجد روانه می شد و مردم را به نماز دعوت می کرد .
    علی (ع) حتی برای یک لحظه هم در همه ی شبانه روز ، خدا را فراموش نمی کرد . خدا را به یاد داشت ، چه در تنهایی و هنگامی که با خود بود و چه هنگامی که بین مردم جای داشت و به تدبیر امور اجتماع می پرداخت . او مردم را بسیار بسیار وا می داشت تا امور دینیشان را از وی بپرسند . علی (ع) ، مردم را با سیره و رفتار خود موعظه می کرد . آری ! او هم امام مردم بود و هم معلم آنان . . . » (۱۴)
  15. میخائیل نعیمه « ادیب و نویسنده ی مسیحی عرب » :
    « برای ما در زندگی بزرگان ، سر چشمه ای است روان از حقیقت یابی و پند و ایمان و امید که هیچ گاه جوشش آن کم نمی گردد . مردان بزرگ به سان قله های افراشته هستند که ما با شوق و حسرت به طرف آن ها سر می کشیم تا دورترین نقطه ی ارتفاعشان را بنگریم و آنان مشعل های فروزانی هستند که تاریکی زندگی را از جلو راه و نگاه ما بر کنار می سازند . این مردان بزرگند که اطمینان و امید ما را به خودمان و به زندگی و به هدف های سعادتمندانه و بلندش تجدید و تحکیم می کنند و اگر آنان نبودند ما در روبه رو شدن با آینده ی مجهول ، سراپا غرق یاس می گشتیم و پرچم سفید را به کمک زمان بر می افراشتیم و به مرگ می گفتیم ، ای مرگ ! ما اسیران و بندگان توییم ، پس هر چه می خواهی بکن .
    ولی ما هرگز تسلیم یاس نشده ایم و هرگز نخواهیم شد زیرا پیروزی و کمک با ماست ، به شهادت همان کسانی که از میان ما پیروز شدند و فرزندان ابو طالب از آنان است . اینان همیشه با ما هستند ، اگر چه در بین ، فاصله هایی دور ، از زمان و مکان وجود داشته باشند . چون نه زمان می تواند آواز آنان را در گوش ما خاموش و نه مکان می تواند صورتشان را از ذهن ما محو کند . » (۱۵)
  16. نرسی سیان « عالم مسیحی و دبیر اول سفارت انگلیس در عراق » :
    « اگر این خطیب بزرگ (علی علیه السلام ) در عصر ما هم اکنون برمنبر کوفه پا می نهاد ، می دیدید که مسجد کوفه با آن پهناوریش از اروپاییان موج می زند ، می آمدند تا از دریای سرریز دانستن ، روحشان را سیراب کنند » (۱۶)
  17. امین نخله « دانشمند بزرگ مسیحی لبنان » :
    « از من خواستی که صد کلمه از میان کلمات بلیغ ترین عنصر عربی ، ابوالحسن برگزینم . . .
    من رفتم و نهج البلاغه را همی ورق زدم ولی به خدا سوگند ! نمی دانستم چگونه صد کلمه از میان صدها کلمه بلکه یک کلمه از بین کلماتش انتخاب کنم ، مگر به این که دانه ی یاقوتی را از کنار دانه ای چون خودش جدا سازم و همین کار را کردم ، در حالی که دستم میان دانه های یاقوت می گشت و چشمم به عمق درخشش آن ها دوخته شده بود . از زیادی حیرتی که در این انتخاب به من دست داده بود ، گمان نمی کردم بتوانم از این کان بلاغت ، خود را بیرون کشم .
    باری ، این صد کلمه را بگیر و به یاد داشته باش که این ها پرتوی چند از کانون نور و غنچه ای چند از شاخ شکوفه است . . . آری ! برای ادبیات عرب و کسانی که با آن آشنایند ، نعمت الهی در « نهج البلاغه » بسی بیش از صد کلمه است . »(۱۷)
  18. جرجی زیدان « نویسنده و مورخ جهان عرب » :
    « آیا علی (ع) ، پسر عمو و جانشین و داماد پیامبر نبود ؟ آیا او آن دانشمند پرهیزکار و دادگر نبود ؟ آیا او آن مرد با اخلاص و غیور نبود که در پرتو مردانگی و غیرتش ، اسلام و مسلمانان عزت یافتند . »(۱۸)
  19. عباس محمود عقاد « شخصیت علمی و هنری مصری » :
    « در هر گوشه ای از روان انسان ، برخورد گاهی است با زندگی علی بن ابی طالب (ع) زیرا از بین زندگانی تمام بزرگان و دلاوران تنها زندگی اوست که جهان انسانیت را در همه جا با گفتار بلیغ ، مخاطب قرار می دهد و قوی ترین انواع محبت ها و عوامل پندیابی و اندیشه که سراسر تاریخ بشر ممکن است در روح انسان برانگیزد ، در صفحات تاریخ اوست .»
    در زندگی پسر ابوطالب همیشه با عواطفی شعله ور و احساساتی نگران به جانب مهرورزی و بزرگ داشت رو به روست ، چه او شهید و پدر شهیدان است و تاریخ علی (ع) و فرزندانش را سلسله ای طولانی از میدان های شهادت و پیروزی تشکیل می دهد که برای جوینده یکی پس از دیگری نمایان می شوند ، گاهی در چهره ی سال خوردگان که وقار پیری از رخسارشان هویداست و شمشیری بی باک بر جلالش افزوده است و گاه در چهره ی جوانانی که روزگار به شتاب زدگی با آنان رفتار می کند و هنوز در بهار جوانی بوده اند که بین آنان و زندگی دنیا حایل به وجود آورده است و گاهی بین آنان و توشه و آب نیز حایل بوده که با بهار جوانی بوده که با لبان تشنه به آبشخور مرگ پا نهاده اند و نزدیک است از داغ شهادت آنان ، مظاهر طبیعت با رنگ خونشان رنگین گردد . . . » (۱۹)
  20. ابو علی سینا « فیلسوف بزرگ جهان » :
    « علی (ع) بین الناس کالمعقول بین المحسوس ؛ علی (ع) درمیان مردم انسان ها چون پدیده ای معقول در میان محسوس ها بود .» (۲۰)
  21. امام احمد حنبل شیبانی « پیشوای مذهب حنفی » :
    « آن همه فضیلت ها که برای علی بن ابی طالب (ع) بوده و نقل شده ، برای هیچ یک از اصحاب رسول (ص) نبوده است . »(۲۱)
  22. محمد بن ادریس شافعی « پیشوای مذهب شافعی » :
    « دوستی علی (ع) سپر آتش دوزخ است . او امام انسان ها و پریان است . او وصی به حق مصطفی و تقسیم کننده ی بهشت و دوزخ است . »(۲۲)

    پی نوشت ها :
    ۱. تجریدالاعتقاد / مبحث ۵
    ۲. الغدیر ، ج ۱۱ ، ص ۲۴۸
    ۳. داستان غدیر ، ص ۲۴۹
    ۴. الغدیر ، ج ۳ ،ص ۱۷۹
    ۵. الغدیر ، ج ۴ ، ص ۳۸۵
    ۶. مقدمه شرح نهح البلاغه ، محمد عبده
    ۷. دایره المعارف ، ج ۶
    ۸. نهج البلاغه چیست ، ص ۵
    ۹. الغدیر ، ج ۶ ، مقدمه
    ۱۰. دیوان ابوالعلا ، ص ۹۳
    ۱۱. صدای عدالت انسانی ، ج ۵ ص ۱۲۲۹
    ۱۲. صدای عدالت انسانی ، ج ۵ ، ۱۲۲۲
    ۱۳. اسلام در ایران ، فصل یک
    ۱۴. علی و فرزندانش ، ص ۱۵۸
    ۱۵. صدای عدالت انسانی ، ج۱
    ۱۶. نهج البلاغه چیست ، ص ۳
    ۱۷. نهج البلاغه چیست ، ص۴
    ۱۸. هفده رمضان ، ص ۱۱۶
    ۱۹. عبقریه الامام ، ص ۳
    ۲۰. معراج نامه ، ابن سینا
    ۲۱. المراجعات ، ص ۲۸۱
    ۲۲. دیوان شافعی ، ص ۳۲

    منابع و مآخذ
    ۱) حساس ترین فراز تاریخ ؛ جمعی از دبیران ، نشر آفاق ، چاپ هجدهم ، تهران ، ۱۳۸۳
    ۲) امام علی (ع) صدای عدالت انسانیت ؛ جرج جرداق ، ترجمه عطا محمد سردارنیا ، موسسه انتشارات فراهانی، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۷۹ .
    ۳) فاجعه رمضان ؛ جرجی زیدان ، ترجمه محمد علی شیرازی ، انتشارات گنجینه ، تهران ، ۱۳۵۰ .
    ۴) علی (ع) در کتب اهل سنت ؛ موسوی همدانی ، محمد باقر، نشر واژه آرا ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۸۰ .
    ۵) علی و فرزندانش ؛ دکتر طه حسین ، ترجمه ، محمد علی شیرازی ، نشر آشنا ، تهران ، ۱۳۴۹ .

توماس کارلایل « فیلسوف و نویسنده انگلیسی »: امام علی (ع) ، ما را جز این نرسد که او را دوست بداریم و بدو عشق بورزیم . چه ، او جوان مردی بلند قدر و بزرگ نفس بود . از سر چشمه ی وجدانش ، مهر و نیکویی سیل آسا سرازیر می گشت . . .

۲۴ آذر ۱۳۹۷

سامانه ارتباط با مشتریان شرکت گاز استان قم

سامانه پیامک: 3000361211
تلفن گویا: 3194

دستور العمل بیمه
دستور العمل استفاده از بیمه مشترکین شرکت گاز
ایمنی و بهداشت
ایرانی، ایرانی بخر
آمار بازدید